علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٦ - انگاره تكرار نزول آيه
با اين حال، در فتح الباري فصلي با عنوان «الآيات المكية التي تكرر نزولها بالمـدينة» گشـوده و ذيـل آيـه Gوَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمF، بـهتفصيل، از تعدد نـزول و فوايد آن سخـن گفتـه است.[١]
آلوسي نيز در تفسير خود اعتقاد به تكرار نزول را نميپذيرد و مینويسد:
نزول، ظهور از عالم غيب است و ظهور تكرار را نميپذيرد؛ چون تحصيل حاصل است.[٢]
به باور نصر حامد روش تلفیق و آشتی میان روایات مختلف و گاه ناسازگار، بدون توجه به درستی روایات، چه از نظر هماهنگی با وقایع تاریخی و چه از نظر سازگاری با دادههای متن قرآنی، باعث ایجاد نظریة تکرار نزول آیات و سور شده است.[٣] او مینویسد:
این سخن که آیهای دو نزول، یک بار در مکه و یک بار در مدینه دارد، صرفاً فرضی برای جمع روایات متعارض است. اما اگر بخواهیم در چارچوب تحقیق تاریخی قدم برداریم ناگزیر، باید روش انتقادی را برگزینیم که بر مدار ردّ یا قبول روایات تاریخی و اصولی واقع گرایانه استوار باشد و در آن، جایی برای سازگاری و جمع اقوال متعارض نباشد.[٤]
مناع قطان هيچ دليل موجـهي بـراي تـكرار نـزول نيافته است.[٥]
قاضی عبد الغفار نوشته است:
المسألة هنا تحتاج إلی تدبّر و رؤیة، فإنّ القول بتکرار النازل نفسه أکثر من مرّة أمرٌ غیر مقبول و ربما أراد العلماء به التوفیق بین الآراء المتعددة.[٦]
برخي از عالمان معتقدند كه در همة اين موارد راه ديگري براي جمع ميان روايات يا ترجيح يكي بر ديگري وجود دارد؛[٧] گرچه توجيهات آنان مورد تأمل و نقد است.
اين فرض، چنان غريب است كه بسياري از قايلان به آن هم آن را به عنوان آخرين راه حل، طرح كردهاند.[٨]
به نظر ميرسد منشأ اختلاف در تطبيق عموميت حكم است؛ چه بسا صحابه براي بيان آيه به حادثهاي اشاره ميكردند و راويان گمان ميكردند سبب نزول است.
دهلوی نوشته است:
مطالب بسیاری در باره اسباب نزول گفته شده که ربطی به سبب نزول ندارد و از نوع استشهاد پیامبر٦ و صحابه به آیهای از قرآن در مناظرات و دعوا یا تبیین یک موضوع است، ولی محدثان آن را سبب نزول قلمداد کردهاند.[٩]
[١]. الإتقان، ج١، ص١٣١.
[٢]. رسالة العجاب، ص٥٤٢.
[٣]. فتح الباری، ج٢، ص٨٣٠.
[٤]. روح المعانی، ج١، ص٣٤.
[٥]. معنای متن، ص١٦٢.
[٦]. همان، ص١٥٦.
[٧]. مباحث في علوم القرآن، ص٧٩.
[٨]. قضایا فی علوم القرآن، ص٥٨.
[٩]. الاتقان البرهان فی علوم القرآن، ص٣٠٥ ـ ٣١٥؛ قضایا فی علوم القرآن، ص٥٨؛ المنار فی علوم القرآن، ص١٤٥.