علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٤٦ - جلوههایی از آیین سخنوری در دُستور سخن
و لما قال: «في معادن»، و هي جمع معدن، قال بحكم القرينة و الازدواج: «و مماهد»، و إن لم يكن الواحد منها ممهداً، كما قالوا الغدايا و العشايا، و مأجورات و مأزوات و نحو ذلك.[١]و [٢]
در اینجا تغییری در جمع مهد صورت گرفته و به طریق ممهد جمع بسته شده تا ازدواج و قرینه
حفظ شود.
ب. ابوالحسن الرضی در تعلیقهاش بر این فراز از خطبه شقشقیه: «فصاحبها کراکب الصعبة، إن أشنق لها خرم، و إن أسلس لها تقحم...»،[٣] به همین مسأله اشاره دارد:
امام به جای «أشنقها» به این دلیل فرمود: «أشنق لها» که آن را مقابل «أسلس لها» قرار داد، و این نیکو و پسندیده است؛ چه تازیان، آنگاه که قصد ازدواج در خطابه کنند، این چنین میکنند.[٤]
ج. حضرت در آغاز نامه ٣١ خطاب به فرزند خویش میفرمایند: «من الوالد الفان». ابن ابی الحدید حذف یاء در الفان را ـ که «الفانی» بوده است ـ چنین توضیح میدهد: «حذف الیاء ها هنا للازدواج بین «الفان» و الزمان». سپس بلافاصله میگوید:
چون امام بر «الفان» وقف کرده است، و در وقف بر اسم منقوص جایز است لام ـ که یاء است ـ حذف شود یا نه، و اثبات یاء بهتر است، و اگر لام یاء نباشد، هر دو وجه جایز است، اما اسقاط یاء افضل است.[٥]
٣. ائتلاف مع الاختلاف
یکی دیگر از صناعات بدیعی که در کتب بلاغت هم کمتر دیده میشود، آن است که ائتلاف در عین اختلافش خوانند، و آن دو قسم است: قسمی که مؤتلف داخل در مختلف ذکر شود، و قسمی که مؤتلف جدای از مختلف آید.[٦] نمونهای که ما از نهج البلاغه خواهیم آورد، از قسم اول است:
امام در وصف مردگان چنین میفرمایند: «وَ عَاثَ فِي كُلِّ جَارِحَةٍمِنْهُمْ جَدِيدُ بِلًى سَمَّجَهَا»،[٧] و شارح در بیان این قسمت میگوید:
قوله جديد بلى من فن البديع، لأن الجدة ضد البلى.[٨]
[١]. همان، خ٤٥، ص١٢٠.
[٢]. «الغدایا» را در کنار «العشایا» جهت ازدواج آورند؛ حال آنکه در اصل «الغدوات» جمع «غدوة» است؛ و حضرت پیامبر٦ در مجاورت «مأجورات»، به خاطر رعایت همین اصل بلاغی، فرمود: «مأزورات»، و حال آنکه اصل آن «موزورات» با واو است؛ چون از «الوِزْر» گرفته شده است.
[٣]. جواهر البلاغه، ص٢ و ٣٥١.
[٤]. شرح نهج البلاغه، ج١، خ١، ص١٣٣.
[٥]. همان، ج٥، خ٦٥، ص١٣٧.
[٦]. همان، ص٣٥١؛ موسوعة علوم اللغة العربیة، ج١، ص٣٧٧.
[٧]. سورۀ نمل، آيۀ ٢٢.
[٨]. موسوعة علوم اللغة العربیة، ج١، ص٣٧٧.