علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٤٠ - نقد و بررسی روایات هاروت و ماروت
چنان كه میبینیم، کتابت در نظر جعفر بن یحیی و نیز بزرگ ادیب روزگار خویش جاحظ کنار هم نهادن دو لفظ متناسب و نزدیک به هم و به تعبیر وی واژگان یک نویسنده متبحر همچون دو خواهر و برادرند، و از این روست که شعرا در تفاخرها، خود را در همین امر برتر میدانستند و رقیب را نیز توسط همین روش سرزنش میکردند. جالب، آن که جاحظ در ادامه سخن خود و پس از این نقل، علی٧ را مصداق این تناسب در الفاظ بیان کرده و میستاید.
اما ابن ابی الحدید، در ادامه، ضمن اینکه امیر المؤمنین را از تمامی عرب زبانان از نخستین و بازپسین افصح میخواند و تنها کلام خدا و رسول را مستثنا میکند، دلیل این برتری منحصر به فرد و بلا منازع را مبتنی بر دو امر بیان میدارد: نخست، مفردات الفاظ؛ و دوم، مرکبات الفاظ.
اما مفردات ـ که همان واژگانی است که سخنور و نویسنده در کلام خویش و خلق اثر ادبی خود از آن بهره میگیرند ـ در نظر ادیبی چون ابن ابی الحدید چنین بايد باشد:
أما المفردات، فأن تكون سهلة سلسة غير وحشية و لا معقدة؛[١]
مفردات، یعنی اجزای تشکیل دهنده یک متن ادبی، باید ویژگیهای زیر را دارا باشند: آسانیاب بودن، روان بودن، بیگانه و وحشی نبودن، به دور از پیچیدگی بودن.
ابن ابی الحدید کلیه واژگان امام را، بدون استثنا، چنین میداند و میگوید:
و ألفاظه٧ كلها كذلك.
اما در باب شرط دوم، یعنی ترکیب الفاظ و بلاغت به گاه کنار هم قرار گرفتن واژگان و چینش آن توسط ادیب را در: معنای نیکو داشتن، و زود یاب بودن نسبت به ذهن مخاطب، و مطابق صناعت بدیع بودن معرفی میکند، و چنین میآورد:
فأما المركبات فحسن المعنى و سرعة وصوله إلى الأفهام، و اشتماله على الصفات التي باعتبارها فضل بعض الكلام على بعض، و تلك الصفات هي الصناعة التي سماها المتأخرون البديع.
وی بدیع را صفاتی میداند که هر کلامی در مقام ترکیب، چنان كه بدان متصف باشد، بلیغ و در مقایسه با دیگران برتر خواهد بود. وی از جمله موارد این صناعت را نیز میآورد: مقابلة و مطابقةو حسن تقسيم، و رد آخر الكلام على صدره و ترصيع و تسهيم و توشيح، و مماثلة و استعارةو لطافت استعمال مجاز، و موازنة و تكافؤ و تسميط و مشاكلة. که در کلام علوی به وفور قابل رصد است، وی در این باره هم کلام علوی را بسیار میستاید و هم او را پیشوای همه مردمان در بلاغت میداند:
و لا شبهة أن هذه الصفات كلها موجودة في خطبه و كتبه، مبثوثة متفرقة في فُرُش كلامه٧، و ليس يوجد هذان الأمران في كلام أحد غيره.[٢]
[١]. همان.
[٢]. ر.ك: آشنایی با نهج البلاغه، ص٤٣، به نقل از: مطالب السؤل فی مناقب آل الرسول، ج١، ص١٣٧.