علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣١٦ - ديدگاههاي استاد محمد باقر بهبودي در گزينش احاديث صحيح
توجه به وثاقت راوي
چنان که در خلال بخشهاي قبل گذشت، پر واضح است که بهبودي به وثاقت راويان حديث نيز اهميت زيادي ميدهد. يکي از مهمترين مطالبي که در کتاب علل الحديث در اين باره به چشم ميخورد، بخش مکاتيب و توقيعات[١] است. روش بهبودي در اين مورد بر اين اساس است که مکتوبات و توقيعات اصولاً حجت نيست؛ زيرا پيک و قاصد هماره ناشناس باقي ميماند، بويژه موقعي که مکتوب و توقيع به وسيله چند وکيل دست به دست بگردد. در اين صورت، وي حديث را در حدّ مرسل ميداند، مگر آن که راوي مشخص باشد. در اين صورت، سند را از حالت ارسال خارج دانسته و اعتبار و حجيت را دائر مدار راويان و پيکها ميداند. در اين باره نمونههايي از مکتوبات که به دليل وثاقت پيک، مورد اعتماد ميداند و نمونههايي را که در آن، حامل مشخص نيست و در نتيجه سبب عدم اعتبار روايت ميشود، با توجه به مشکلات ديگر آن بيان ميکند.[٢]
بهبودي بسياري از احاديث را که ديگران به خاطر توثيق نشدن ابراهيمبنهاشمابنالخليل حسن ميشمارند، صحيح دانسته و در صحيح الکافي درج کرده است. او وثاقت اين مرد را به طور مطلق تأييد ميکند و در عين حال، توثيق نشدن او را هم به وسيله ديگران موجه ميشناسد؛ مثلاً سبحاني معتقد است درباره ابراهيمبنهاشم مدح بالايي به اين صورت رسيده که وي نخستين کسي است که احاديث کوفيان را در قم منتشر کرد، ولي با اين حال وي را توثيق نکردهاند؛ زيرا رجاليان در تعريف عدالت حصول ملکه تقوا را شرط ميدانند.[٣] اما بهبودي ميگويد اين مرد ـ که از ياران خاص امام جواد٧ است ـ به سبب وضع نابهساماني که براي تشيع و امامان مذهب پيش آمده بود و مردم کمتر ميتوانستند به خدمت امام خود برسند، بر آن شد که احاديث امامان پيش را از حوزه بغداد و کوفه گردآوري و به حوزه قم، ري و قزوين منتقل سازد، مبادا در آينده تاريکي که رو نموده بود، دچار نابودي گردد. از طرفي، چون با حجم زيادي از آن روايتها مواجه بود و در فرصت کم امکان رسيدگي به اسناد و صحت نسخههاي کهن وجود نداشت به آن نپرداخت. به همين سبب اگر اهل فن او را توثيق ميکردند، تمام روايتها و نسخههايي که به وسيله او روايت ميشد، يک جا عنوان صحت ميگرفت و اگر او را تضعيف ميکردند، تمام دستاورد او بياعتبار و بيارج جلوه ميکرد، در حالي که اين خود مشکل تازهاي ايجاد ميکرد و خلط شدن صحيح و سقيم را موجب ميگشت. لذا اهل فن از توثيق و تضعيف او سخني به ميان نياوردند و براي اين که واقعيت بر آيندگان پوشيده نماند، گفتند: ابراهيمبنهاشم اول کسي است که حديث کوفيان را به حوزه ري و قم منتقل کرده است.[٤]
[١]. همان، ص٣٣١ و ٣٣٢.
[٢]. همان، ص٣٣٤ـ ٣٣٦.
[٣]. «طلوع و غروب اصحاب اجماع»، ص٣٩٧ ـ ٤١٤.
[٤]. کيهان فرهنگي، ص٣٧.