علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٤١ - کارکردهای نقل روایات اهلسنّت در منابع شیعی
المنثور، از عمر بن خطاب نقل میکند که چون با تعجب از پیامبر٦ پرسش میکند که چرا باید در سفرها با وجود امنیت و بر طرف شدن ترس از دشمنان، همچنان نماز به صورت شکسته خوانده شود؟ رسول خدا٦ پاسخ میدهد:
این به عنوان صدقه و احسانی است از سوی خداوند، آن را بپذیرید.[١]
داستان عدی بن حاتم، پس از نزول آیۀ ١٨٧ سورۀ مبارکۀ بقره، مشهور است. نقل است که ابن حاتم نزد رسول خدا٦ حاضر شد و به ایشان گفت که من دو رشته موی سپید و سیاه برداشته و نگریستم، اما چیزی برای من از سپیدی و سیاهی روشن نشد. لبخندی بر لبان پیامبر٦ جاری شد، چنان كه دندانهای آن حضرت نمایان شد. پیامبر به او فرمود:
ای پسر حاتم، مقصود از رشتۀ سپید و سیاه، روشنی روز و سیاهی شب است که زمان ابتدای روزه نیز از آن هنگام است.[٢]
آشکار است که حدیث فوق مفهوم دیریاب آیه را بیان کرده است. صاحب تفسیر نمونه از این روایت، تفاوت میان صبح صادق و صبح کاذب را نیز استفاده کرده است.[٣] شیخ أمین الإسلام طبرسی و سبزواری نجفی یکی از معانی «مِن» در آیه را بیانیه دانسته و به روایت فوق استناد جستهاند.[٤]
نمونۀ دیگر، تبیین عدۀ طلاق با استفاده از دو حدیث نبوی است. شیخ محمد جواد بلاغی ذیل آیۀ نخست سورۀ مبارکۀ طلاق مینویسد:
و قد انعقد الإجماع من المسلمین على أن طلاق السنة هو ما کان فی الطهر، و به جاء قول الرسول الأکرم٦ لإبن عمر حین طلق إمرأته وهی حائض: ما هکذا أمرک الله، إنما السنة أن تستقبل الطهر إستقبالاً، و قوله٦ فإن بدا له أن یطلقها طاهراً قبل أن یمسها، فذاک الطلاق للعدة، کما أنزل الله عز وجل.[٥]
شیخ الإسلام طبرسی نیز، پس از تفسیر آیه، داستان را از بخاری و مسلم نقل کرده است. آمده است که عبداللَّه بن عمر زن خود را در حال حیض یک طلاق داد. پیامبر٦ به ابن عمر امر فرمود که زن خویش را برگردانده و نزد خود نگهدارد تا از حیض پاک شده و در خانۀ او حیض دیگرى ببیند، سپس او را مهلت دهد تا از حیضش پاک شود. پس از آن، چنان كه کماکان بر تصمیم طلاق دادن او اصرار ورزید، پیش از مجامعت و آمیزش او را طلاق گوید. آن حضرت، در ادامه، فرمود که این عدّهاى است که خدا امر کرده براى آن زنها را طلاق گویند.[٦]
[١]. سوره بقره، آيه ٤٣.
[٢]. السنن الکبری، ج٥، ص١٢٥؛ فتح الباری، ج١، ص٤١٩ و ج٣، ص٣٨٨؛ شرح مسلم، ج٩، ص٢١.
[٣]. تفسير الصراط المستقيم، ج٣، ص٤٥ و ٤٦. و نیز ر.ك: حلی، منتهی المطلب فی تحقیق المذهب، ج١، ص٢٧٠؛ رياض المسائل، ج٣، ص٤٠٦.
[٤]. كنز العرفان، ج١، ص١٢٣و ١٢٤؛ منهج الصادقین في إلزام المخالفین، ج١٠، ص٥٦ و ٥٧.
[٥]. كنز العرفان، ج١، ص١٤١.
[٦]. المیزان، ج٥، ص٦١.