علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٤٨ - جلوههایی از آیین سخنوری در دُستور سخن
المعری است که دیوان بزرگی به نام لزوم ما لا یلزم یا لزومیات دارد، نیکو و با کیفیت.[١] ابن ابی الحدید بابی را تحت عنوان «باب لزوم ما لا يلزم و إيراد أمثلةمنه» باز میکند، و توضیحات جامعی در
آن میآورد.
نمونه این قاعده خطابه در نهج البلاغه در سخن امیر المؤمنین٧ است که فرمود: «فإنه أرجح ما وُزِنَ و أفضل ما خُزِنَ»[٢] شارح میگوید:
و قوله٧: «وزن» و «خزن» بلزوم الزاي، من الباب المسمى لزوم ما لا يلزم، و هو أحد أنواع البديع، و ذلك أن تكون الحروف التي قبل الفاصلة حرفاً واحداً، هذا في المنثور، و أما في المنظوم فأن تتساوى الحروف التي قبل الروي، مع كونها ليست بواجبة التساوي.[٣]
چنان كه میبینیم، از باب التزام، قبل از فاصله، یعنی حرف نون، حرف زای آمده است و «زن» در هر دو کلمه پیش گفته مشترک است.
٦. مقابله
مقابله یکی دیگر از موارد بدیع است که در کلام علوی میتوان دید، و ابن ابی الحدید در شرح خود، به بهانه سخن امام: «السبقة الجنة والغاية النار»، بابی خاص را تحت عنوان «استطراد بلاغی فی الکلام علی المقابله» به اين صناعت ادبی اختصاص داده است.[٤] مقابله از محسنات معنوی بدیع، آن است که دو یا چند معنای موافق و هماهنگ ذکر شود، سپس معانی مقابل آن به ترتیب آورده شود.[٥] در مقابله ممکن است الفاظ مقابل ضد خود قرار گیرند، و یا لفظ مقابل ضد نباشد.[٦]و[٧] اما شارح معتزلی در اینکه مقابله در ضد و غیر ضد هر دو باشد، اشکال میکند، و اعتقاد دارد تقسیم مقابله به مقابله شیء به ضد و غیر ضد ـ که ابن اثیر میگوید ـ صحیح نیست، بلكه حتماً بايد ضد باشد و یا آنچه بر سبیل آن جاری است. ابن ابی الحدید، پس از رد قول صاحب مثل السائر، میگوید:
[١]. شرح نهج البلاغه، ج١١، خ٢١٦، ص١٢٥.
[٢]. بدیع القرآن، پاورقی ص١٤٣.
[٣]. همان، ص١٤٣.
[٤]. البدیع، ص١٠٦.
[٥]. نهج البلاغه، خ٢٥.
[٦]. شرح نهج البلاغه، ج١، خ٢٥، ٣١١.
[٧]. جواهر البلاغه، ص٣٥٣ ؛ موسوعة علوم اللغة العربیة، ج٧، ص٥٢٩؛ شرح نهج البلاغه، ج١، خ٢، ص١٤٠.