علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٥٧ - جلوههایی از آیین سخنوری در دُستور سخن
عادات عرب (در سخن و جز آن)، و تأثیر آن بر کلام امام
از نکاتی که با نگاه به هر متن ادبی اصیل میتوان دریافت، اثرپذیری سخنور از محیط اطراف خود است. این تأثر در واژگان نمود فراوان دارد. عادات عرب، چه بخشی که به عادات سخن گفتن تازیان مربوط است، و چه آن قسمت که عادات و تقالید آنان را نشانه میرود، در چینش واژگانی و شکلدهی سخن خطیب ادیبی چون امیر المؤمنین٧ نیز بی شک مؤثر بوده است؛ بلکه این اقتضای سخنوری و بلاغت است. اگر تورقی در نهج البلاغه داشته باشیم و واژگان حضرت را نگاهی بیندازیم، ردّ پای عادات عرب و محیط عربی در آن هویداست و طبیعی و زیبا و تصویرگر پیام کلام. امام در مواردی خاص از حیوانی چون «ضبع» در کلام برای تشبیه و کنایه و ... استفاده میکنند، و خاستگاه این کاربرد جز محیط عربی نیست. کلمهای چون «إصحار» ـ که از صحرا گرفته شده ـ مخاطب عربی مأنوس با صحرا را کاملاً به عمق پیام کلام میرساند. اسامی مختلف شتر ـ که در مواضع مختلف نهج البلاغه آمده ـ هر یک انسان عربی را متوجه طبیعت خاصی از آن حیوان میکند؛ اللبون، البکار، البعیر، الابل، الجزور، الحماق، الحانّة، السقب، الضروس، العجال، العوذ، الفحول، الفصيل، الفنيق، اللقاح، الناقة، الهيم، الناب ـ که نامهای مختلف اطلاق شده بر شتر در کلام علی٧ هستند ـ هر یک، معنایی خاص از آن حیوان را برای مخاطب عرب جلوهگر میسازد. «کم أداریکم کما تدار البکار العمدة» را در توبیخ یاران گفته است که به یاری بر نمیخیزند: «تا کی و تا چند با شما آنچنان ملاطفت و مدارا کنم که با کره شتر کوهان ساییده... مدارا میشود.»[١] واژه «الضبّة» (: سوسمار)، و جمع آن «ضِباب»، چهار بار در کلام امام به کار رفته است. گیاهان آشنا برای عرب در بادیه و حاضره نیز سخن علی٧ را مجسم و ملموس ارائه میدهد؛ مثل «حسک السعدان» (: خار مغیلان).
ابن ابی الحدید، در مواردی، به این بعد از کلام امام دقت کرده، و آن را متذکر شده است، که بخش اندکی به عادات عرب در زندگی اشاره دارد، و بخشی دیگر، به عادات عرب در سخن گفتن میپردازد؛ از آن جمله است:
الف. شارح در بیان خطبه حضرت و دعای ایشان در استسقاء ـ که با این عبارت آغاز میشود: «اللهم ارحم أنین الآنّة و حنين الحانّة!» نکته ظریفی را استخراج میکند، و به بیان علت ابتدا کردن امام در دعا به حیوانات «الآنّة» (: شتر) و «الحانّة» (: گوسفند) میپردازد و میگوید:
إنما ابتدأ٧ بذكر الأنعام و ما أصابها من الجدب، اقتفاءاً بسنة رسول الله٦ و لعادة العرب.
وی پس از ذکر سنت پیامبر عادت عرب را اینگونه بیان میکند:
وأما عادة العرب فإنهم كانوا إذا أصابهم المحل استسقوا بالبهائم، ودعوا الله بها واسترحموه لها... .[٢]
[١]. سورۀ حاقه، آيۀ ٥١.
[٢]. شرح نهج البلاغه، ج١٧، نامه ٥٥، ص١٠٤.