علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٨٣ - احادیث مربوط به دوران شیردهی و تطبیق آن با علوم تجربی
بهره مندي از آراء فقيهان و شارحان حديث
بهرهمندي از آراي فقيهان و شارحان حديث، و مراجعه به منابع مختلف علمي، در فهم فقيه از معناي گزاره ديني، تأثيرگذار است و افقهاي تازهاي را به سوي معناي اصلي گزاره فراروي او ميگشايد. البته تأثيرپذيري نبايد به تقليد ختم شود و جرأت تحليل و نقد را از فقيه بستاند. شيخ بهائي ـ كه به اهميت اين اصل در مطالعات اسلامي واقف بوده ـ در مباحث فقه الحديثي خود از منابع متعدد حديثي، تفسيري، لغوي و فقهي سود جسته است. در اين ميان، توجه وي به آثار و آراي عالمان شيعي، همانند شيخ طوسي، بيشتر از عالمان ديگر بوده است؛ براي مثال ذيل روايت «ان التبسّم في الصلاة لا ينقض الصلاة و لا ينقض الوضوء أنّما يقطع الضحك الّذي فيه القهقهه»، از شيخ طوسي در تهذيب الاحكام چنين نقل ميكند:
قطع در بيان امام٧ به صلاة برميگردد، نه وضو؛ چرا كه فعل «قطع» براي وضو به صورت «انقطع وضوئي» به كار نميرود، بلكه همراه با صلاة چنين استعمال ميشود: انقطعت صلاتي.[١]
همچنين ذيل روايت «... الحائض اذا اغتسلت في وقت صلاة العصر تصلي العصر ثم تصلي الظهر» ضمن تأييد تحليل معناشناختي شيخ طوسي مينويسد:
شيخ طوسي اين حديث را به حصول طهر در وقت ظهر شرعي حمل كرده است، لكن انجام غسل تا ضيق شدن وقت نماز عصر به تأخير افتاده است. حمل حديث بر اين معنا نيكوست و اگر غير اين معنا شود، اختلال در معناي متن پيش خواهد آمد... .[٢]
البته استناد به آراي شيخ صدوق[٣]، شيخ مفيد[٤]، سيد مرتضي[٥]، علامه حلي[٦] و آثار و آراء دانشيان اهل سنّت[٧] نيز در اين ميان ديده ميشود كه همراه نقدِ استوار آرا و نگرهها، با رعايت انصاف و منطق علمي نُمود خاصي دارد[٨]. شيخ بهايي، ضمن گزارش مستند آراي دانشيان برجسته اهل سنّت، بويژه بيضاوي و زمخشري به نقد آنها نيز پرداخته است.[٩]
٣. فهم مقصود
گاه، پس از تحصيل معاني ظاهري و اوليه گزارهها، در مرحله فهم متن، معاني به دست آمده از حيث سلبي و ايجابي با همديگر همسويي ندارند و فقيه را در کشف مقصود نهايي شارع به ترديد مياندازند. اينجاست که مسأله فهم مقصود در فقه الحديث مطرح ميشود و فقيه با ابزارهايي نظريه نهايي شارع را
[١]. همان، ص١٨٨.
[٢]. ر.ک: همان، ص١٠٦، ص١٠٩، ص١٩٢، ص٢٠٨ و ص٣٥٤.
[٣]. همان، ص١٧٠.
[٤]. همان، ص١٠٨، ص١٠٩ و ص٣٩٦.
[٥]. ص١٠٨.
[٦]. همان، ص١٠٨ و ص٢١٠.
[٧]. همان، ص١٦٩، ص٢٠٤ و ص٢٧١.
[٨]. همان، ص٢٤٣، ص٢٤٤.
[٩]. همان، ص٧- ٢٤٦.