علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٩٥ - بررسي روايات وارده در فضيلت اهل بيت در سورة انسان
من متوجه نبودم. جبرييل اين آيات (هَلْ أَتَى...) را آورد. راستي خوش كرداران از جامي نوشند كه ممزوج از كافور است؛ از چشمههايي كه بندگان خدا از آن نوشند و به خوبي آن را به جوش آرند، فرمود: اين، چشمهاي است در خانه پيامبر٦ كه روان شود تا خانة انبيا و مؤمنان وفا كنند به نذر مقصود علي و فاطمه و حسن وحسين و كنيز آنهاست و بترسند از روزي كه شرّ آن پران است (عبوس و زشت چهره) و بخورانند خوراك را با فرط نياز بدان!؛ يعني با اشتهاي به آن. آن را به مسكين و يتيم و اسير ايثار كنند و چون به آنها بخورانند، بگويند: شما را براي خدا اطعام كنيم، (و از شما پاداش و قدرداني نخواهيم). گفت: به خدا! اين جمله را براي آنها به زبان نياوردند، ولي در دل گفتند و خدا از آن خبر داد. گويند: عوض از شما نخواهيم و قدرداني به ذكر ثنا توقع نداريم؛ تنها براي خدا به شما اطعام كرديم و ثواب او را خواهيم. خداي تعالي فرمود: آنها را خدا از شرّ اين روز بر كنار داشت و از خرمي چهره و شادي دل برخوردار كرد؛ براي شكيبايي آنان عوض بهشت داد كه در آن ساكن شوند و فرش خريد كه بگسترانند و بپوشند و بر تختها تكيه كنند؛ نه آفتاب سوزاني در آن ببينند و نه سرمان زمهريري... .[١]
نقد و بررسي روايت
الف. بررسي سند حديث
در سلسله سند اين روايت افراد زير قرار دارند كه صدوق از آنها نقل كرده است:
١. محمد بن ابراهيم بن اسحاق [طالقاني]؛ ملا وحيد گفته كه صدوق زياد از ايشان نقل كرده و بر او ترضّي و ترحّم كرده است كه مامقاني از آن، حُسنِ حال، بلكه جلالت شأنش را استفاده كرده و گفته است كه احتمالاً از مشايخ صدوق است. در ادامه گفته است كه مفيد نيز در طريق صدوق به احمد بن محمد بن سعيد ميگويد كه او از حسين بن روح روايت دارد كه دلالت بر اين ميكند كه ايشان پيش او مقبول بوده است. مجلسي اول نيز او را از مشايخ صدوق دانسته است.
در نهايت، مامقاني او را ثقه دانسته و حديثش را صحيح تلقّي كرده است و در توجيه آن گفته است كه مشايخ اجازه نيازي به تنصيص بر توثيق ندارند؛ علاوه بر اینکه صدوق بر او ترضي كرده است. با اين وجود، نجاشي و شيخ يادي از ايشان نكردهاند.[٢]
٢. عبدالعزيز بن يحيي جلودي بصري؛ شيخ طوسي او را در ميان كساني كه مستقيماً از امام علي٧ روايت نكردهاند، آورده، توفيقش ميكند.[٣] و او را اماميمذهب و داراي كتبي در فقه و ... دانسته است.[٤] نجاشي نيز او را از اصحاب ابيجعفر (امام جواد٧) دانسته است.[٥]
٣. محمدبن زكريا؛ شيخ، محمد بن زكريا بن جندب بجلي جريري كوفي را از اصحاب امام صادق٧ برشمرده است،[٦] ولي توثيقي براي ايشان ذكر نشده و مجهول است.
[١]. رجال النجاشي، ج١، ص٣٠٣.
[٢]. رجال الطوسي، ص٤١٨.
[٣]. الوسيط في تفسير القرآن المجيد، ج٤، ص٤٠٠ ـ ٤٠١.
[٤]. كشف الغمة، ج١، ص١٦٨ ـ ١٦٩.
[٥]. الامالي (صدوق)، ص٣٣٣ ـ ٣٣٩؛ با استفاده از ترجمه كمرهاي، ص٢٥٦ ـ ٢٦١؛ بحار الأنوار، ج٣٥، ص٢٣٧ ـ ٢٤١.
[٦]. تنقيح المقال، ج٣، ص٥٥ از قسمت دوم كتاب.