علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٥١ - جلوههایی از آیین سخنوری در دُستور سخن
جولتكم یعنی هزيمتكم، امام اجمال در لفظ کرده است، و از لفظی آزاردهنده و رمنده کنایه آورد با لفظی که تنفيری در آن نیست ...، و همچنین سخن ایشان٧: و انحيازكم عن صفوفكم، نیز كنايه از هرب و فرار است... .[١]
وی در ادامه سخن از این فن چنین تعبیر میکند:
هذا باب من أبواب البيان لطيف، و هو حسن التوصل بإيراد كلام غير مزعج، عوضاً عن لفظ يتضمن جبها و تقريعا.[٢]
که همان ممیزهای است که برای کنایه برشمردیم. و بسیاری نمونههای دیگر که به برخی شارح اشاره داده است و برخی را رضی جامع نهج البلاغه در تعلیقاتش بر کلام علوی ذکر کرده است.
٩. تجنیس
کلام به جناس آوردن از دیگر بلاغتهای علوی است، جناس از مهمترین انواع محسنات لفظی همانندی دو لفظ در گفتار و ناهمانندی آنها در معناست.[٣] جناس انواعی دارد. از نمونههای جناس تام در نهج البلاغه واژه «شاخص» در این کلام در وصف دنیاست: «فالبصیر منها شاخص، والأعمی إليها شاخص». ابن ابی الحدید میگوید:
فأما قوله ... فمن مستحسن التجنيس، و هذا هو الذي يسميه أرباب الصناعة الجناس التام.[٤]
وی در تطبیق آن بر کلام میگوید:
شاخص اول راحل و کوچنده است، و شاخص دوم از «شخَص بصره» گرفته شده است؛ یعنی کسی که رو در روی چیزی چشمانش را باز کرده به آن خیره نگاه میکند و پلک نمیزند. همانند تمام در لفظ و ناهمانند تمام در معنا. شارح به همین مناسبت فصلی گسترده را به جناس و انواع آن اختصاص میدهد.[٥]
از دیگر نمونههای جناس تام در نهج البلاغه، لفظ «سادر» در فرازی از یک خطبه حضرت است، که دو بار تکرار شده است؛ باری در «خبط سادراً» و دیگر بار در«فظلّ سادراً ». شارح در مورد اول میگوید:
السادر المتحیر، و السادر أیضاً الذی لایهتمّ و لایبالی ما صنع و الموضع یحتمل کلا التفسیرین.[٦]
و به گاه تفسیر مورد دوم میگوید:
[١]. نهج البلاغه، خ٩٠.
[٢]. «الحَکَمَة» آن بخش از لجام را گویند که فک حیوان را در بر میگیرد (شرح نهج البلاغه، ج٦، خ٩٠، ص٣٤٠).
[٣]. همان. همچنین ر.ك: همان، ج٨، خ١٣٣، ص٢٠٨. کلمه «أزمتها» و «سجود»؛ و همان، ج٩، خ١٦٧، ص٢١٦، کلمه «الأداحی»؛ همان، ج١٨، حکمت١٨، ص٩٩، کلمه «نطاق»، و تعبیر «ضرب بجرانه». و....
[٤]. ر.ك: همان، ج١، ص٢٠٦.
[٥]. جواهر البلاغه، ص٢٩٧.
[٦]. ر.ك: شرح نهج البلاغه، ج٥، خ٥٩، ص٥٠.