علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٦١ - پژوهشی در اسناد و نسخههای زیارت عاشورا
٢. محمد بن موسي الهمداني
همان ابوجعفر محمد بن موسي بن عيسي است. عدهاي او را تضعيف كرده، برخي توقف كرده و فقط آیةالله خويي در معجم رجال الحديث تلويحاً او را توثيق كرده است.
ابن غضایري دربارۀ او ميگويد:
ضعيف يروی عن الضعفاء.[١]
نجاشي ميگويد:
ضعفه القميون بالغلو و كان ابن الوليد يقول انه كان يضع الحديث و الله أعلم.[٢]
در تفسير عبارت نجاشي بعضي مانند آیةالله خويي ميگويند كه از عبارت «و الله أعلم» ميتوان پي برد كه نجاشي درباره ضعف او توقف كرده است.[٣] در حالي كه محقق شوشتري ميگويد نجاشي فقط در واضعيت او شك داشته است، نه در ضعف او و عبارت «و الله أعلم» به قسمت «أنه كان يضع الحديث» مربوط است.[٤] محقق شوشتري ميگويد ضعف محمد بن موسي اتفاقي است و بزرگاني مثل ابنوليد، ابنبابويه، ابننوح، شيخ در الفهرست، نجاشي و ابنغضايري قایل به ضعف او بودهاند و تنها نجاشي و ابنغضایري در واضعيت او ترديد داشتهاند.[٥]
آیةالله سبحاني منشأ تضعيف محمد بن موسي را ابنالوليد ميداند و ميگويد تضعيف ديگران هم به ابنوليد برميگردد و ضمناً قميها و در رأسشان ابنوليد عقايد و نظریات خاصي درباره ائمه داشتهاند (مثلاً سهو النبي را قبول داشتهاند) و هركس را كه با آنها هم نظر نبوده، به غلو متهم ميكردهاند. ايشان براي نمونه، جملهاي را به نقل از شيخ مفيد از ابنوليد نقل ميكند كه «اول درجة في الغلو نفي السهو عن النبي و الامام» و بعد از آن، نتيجه ميگيرد كه بعيد نيست تضعيف ابنوليد درباره محمد بن موسي به همين خاطر بوده باشد.[٦]
در مجموع، اینکه آيةالله سبحاني گفتهاند ابن وليد به دليل اعتقاداتش محمد بن موسي الهمداني را تضعيف كرده است، يك حدس است و اصل در اين گونه موارد، اين است كه شهادت عالمان رجالي متقدم بر مبناي حس بوده است، نه اجتهاد. همچنين، طبق گفتههاي رجاليان، اگر شخصي مثل نجاشي كسي را رد كند، در صورتي كه مخالفي نداشته باشد، براي حكم كردن به ضعف او كافي است. آیةالله خويي نيز ذيل همين بحث ميگويد اين تضعيفات براي حكم كردن به ضعف محمد بن موسي كافي است.[٧]
[١]. من لا يحضره الفقيه، ج٤ (مشيخه فقيه)، ص١١٠، در طريق امية بن عمرو.
[٢]. معجم رجال الحديث؛ ج٢، ص٣٢٩ ـ ٣٣٠. البته استدلال ايشان براي مجهول بودن وي اين است كه هيچ توثيقي براي او اثبات نميشود.
[٣]. اين قسمت از استدلال برگرفته از كتاب اصول علم الرجال بين النظريه و التطبيق، تقريرات درس آيةالله داوري، ج٢، ص٣١٧ و ٣٤١ ـ ٣٤٨ است.
[٤]. معجم رجال الحديث، ج١، ص٧٨.
[٥]. قاموس الرجال، ج١، ص٧١.
[٦]. فصلنامه سفینه، سال چهارم، ش١٤، ص١٨١.
[٧]. كامل الزيارات، ص٣٧. درباره اینکه آيا ابنقولويه تمام رجال مطرح شده در كتابش را توثيق كرده يا رجال بيواسطه خودش (مشايخ) را، اختلاف وجود دارد. در معجم رجال الحديثآيةالله خويي بر اين نظر است كه تمام رجال كامل الزيارات ثقهاند، اما ظاهراً بعدها نظر ايشان عوض شده است و معتقد شدهاند كه فقط مشايخ ابنقولويه ثقه هستند. (ر.ک: كامل الزيارات، ص٢٨)