علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٦٤ - پژوهشی در اسناد و نسخههای زیارت عاشورا
در هر حال، اگر منظور صالح بن عقبة بن خالد باشد، هيچ ردي در كتب رجالي از او وجود ندارد و در همه جا فقط او را معرفي كردهاند.
اما اگر منظور صالح بن عقبة بن قيس باشد، تضعيفاتي درباره او وجود دارد. ابنغضایري درباره او ميگويد:
غال، كذاب، لا يلتفت اليه.[١]
علامه نيز در كتاب خلاصة الاقوال في معرفة الرجال حرف ابنغضایري را تكرار و تأييد كرده است[٢]. محقق شوشتري با يك نظر اجتهادي ميگويد گفته ابنغضایري قابل تأييد است؛ چرا که صالح بن عقبه در طريق [قسمت] ثواب زيارت امام حسين٧ واقع شده است و در شرح اين قسمت [ثواب زيارت امام حسين٧] امور منكري وجود دارد.[٣]
با توجه به مطالب بالا ميتوان اينطور فهميد كه همه تضعيفات به كتاب الضعفاء ابنغضایري برميگردد و موضع علماي رجال در برابر كتاب الضعفاء ابنغضایري چندين گونه است. عدهاي مانند آیةالله خويي انتساب كتاب الضعفاء را به ابنغضایري قبول ندارند[٤] و در خصوص صالح بن عقبة ميگويند که تضعيف منسوب به ابنغضایري با توثيق عام ابنقولويه تعارض نميكند؛ چرا که نسبت اين كتاب به ابنغضایري ثابت نميشود. پس تضعيفهاي مطرح شده درباره صالح قابل قبول نيست[٥]. البته همانطور كه قبلاً نيز گفتهايم، مرحوم خويي در اواخر عمرشان توثيق عام ابنقولويه را فقط نسبت به مشايخ بيواسطه ابنقولويه معتبر ميدانستند؛ نه همه رجال موجود در كتاب او.
گروه ديگري مثل آیةالله سبحاني معتقدند كه كتاب الضعفاء متعلق به ابنغضایري است[٦]؛ اما وي عقايد خاصي درباره ائمه داشته است و هر كه را از آن عقايد تجاوز ميكرده، متهم به غلو كرده است. در اينجا هم،چون كه ابتدا صالح را به غلو متهم كرده و سپس نسبت كذب به او داده است،نتيجه ميگيرد كه نسبت كذب هم بياساس بوده و متفرع بر اتهام غلو ابن غضایري است. گويا ايشان ميخواهد بگويد كه ابنغضایري بيشتر مبتني بر اجتهاد نظر ميداده، نه بر حس.[٧]
گروه ديگري هم انتساب كتاب را به ابنغضایري ميپذيرند، اما اقوال اين كتاب را به علت مجهول بودن ابنغضایري و تشكيك در عدالت و وثاقت او، رد ميكنند. ملامحمد تقي مجلسي از اين گروه است.
[١]. رجال (الطوسي)، ص٢٠٩، ش٣٥١.
[٢]. معجم رجال الحديث، ج٨، ص٣٦٥.
[٣]. قاموس الرجال، ج٥، ص٣٧٨.
[٤]. اين تحقيق از كتاب معجم رجال الحديثآيةالله خويي نقل شده است. (ر.ک: معجم رجال الحديث، ج٩، ص٧٧ ـ ٧٨). البته كساني هم خلاف اين نظريه را دارند. (ر.ک: قاموس الرجال، ج٥، ص٤٦٤)
[٥]. الفهرست، ص١٤٧.
[٦]. رسائل و مقالات، ج٣، ص٤٠٥.
[٧]. البته علامه شوشتري اين نظر را قبول ندارد. (براي مطالعه بيشتر ر.ک: قاموس الرجال، ج٥، ص٤٦٤)