علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٠٣ - بررسي روايات وارده در فضيلت اهل بيت در سورة انسان
نقد و بررسي روايت
الف. نقد سندي: در سند اين روايت، غطفاني، ابوالحسن هشام بن احمد و روح بن عبدالله مجهولاند و محمد بن بحر نيز غالي است. او قايل به تفويض بوده است.[١]
ب. نقد متن روايت: در اين روايت، عطاي غذاي بهشتي، پس از انفاق علي٧ به مقداد مطرح شده است كه با روايات پيشين همخواني ندارد، لذا ممكن است، اين انفاق داستاني ديگر باشد كه با اين روايت درآميخته است.
بقاعي نيز آيات اول سورة انسان را در مورد امام علي٧ و حسنين٨ و فاطمه٣ دانسته كه سه روز، يتيم و اسير و مسكين را بر خود مقدم داشتند و در روز چهارم، وقتي پيامبر٦ آنها را ديد، اندوهگين شد و جبرييل اين سوره را براي تهنيت ايشان نازل كرد.
ايشان در رفع استبعاد آن ميگويد كه صبر برگرسنگي بدين مدّت بعيد نيست؛ چرا که چه بسا هيئتي قوي از استغراق در محبت خداي متعال يا چيز ديگر داشته باشد كه بدن را مشغول خود سازد تا گرسنگي حاصل نشود؛ مثل آنچه انسان در مرض حاد، مدتي بدون خوردن چيزي باقي ميماند و بدنش چندان متأثر نميشود. و چيز تازهاي نيست اینکه افعال طبيعي در حق بعضي از سالكان متوقف شود و اين، يكي از اقوالي است كه در مورد فرمايش پيامبر٦ كه فرمود: «اني ابيت عند ربي يطعمني و يسقيني؛ من پيش پروردگارم مسكن ميگزينم كه او غذا و آب مرا ميدهد»، گفته شده است.[٢]
ديگران نيز متذكر اين شدهاند كه آيات سورة «هل اتي» در مورد علي٧ و فاطمه٣ نازل شده كه براي شفاي حسنين نذر كرده بودند و در سه شب متوالي، غذايشان را به مسكين و يتيم و اسير بخشيدند و جز با آب افطار نكردند.[٣]
نقد و بررسي
آنچه بقاعي، ايجي و ديگران ذكر كردهاند نيز بدون سند است و نقد متن آن هم قبلاً ذكر شد. طبرسي در جوامع الجامع هر دوگونه روايات (علي بن ابراهيم و صدوق) را آورده است.[٤]
نقل هشتم
فخر رازي نيز ميگويد:
از بزرگان معتزلـه افرادي مثل ابيبكر اصم، ابي علي جبايي، ابي القاسم كعبي و ابو مسلم اصفهاني و قاضي عبدالجبار بن احمد در تفاسيرشان ذكر نكردهاند كه اين آيات در حق علي٧ نازل شده است؛ ولي واحدي، از اصحاب ما در كتاب البسيط گفته است كه آن در حق علي٧ نازل شده است و صاحب الكشاف، از معتزله اين قصه را از ابن عباس نقل كرده است.
[١]. الكشاف، ج١، ص٣٥٨.
[٢]. اسباب النزول، ص٣٣١.
[٣]. المناقب (ابنمغازلي)، ص٢٧٢؛ شواهد التنزيل، ج١، ص٣٠٣؛ كفاية الطالب، ص٢٠١؛ ينابيع المودة، ص٩٣؛ بحار الانوار، ج٣، ص٢٤٨ ـ ٢٥٥؛ الاقبال، ج٢، ص٣٧٤ ـ ٣٧٧.
[٤]. تفسير فرات الكوفي، ص٥١٩ ـ ٥٢٦.