علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٦٧ - پژوهشی در اسناد و نسخههای زیارت عاشورا
٦. علقمة بن محمد الحضرمي
تمام كساني كه درباره او صحبت كردهاند، داستان گفتگوي او و برادرش را با زيد بن علي مطرح كردهاند. ضمناً همه آنها اين داستان را از رجال الكشي نقل كردهاند.[١]
آنچه كه در رجال الكشي نقل شده، اين است كه بكار بن ابيبكر الحضرمي نقل ميكند كه پدرش و علقمه (عمويش) با زيد ملاقات داشتهاند. در اين ملاقات، زيد ميگويد: به نظر ما امام كسي نيست كه كنارهگيري كند، بلكه امام كسي است كه شمشير كشد و قيام كند. ابوبكر در جواب او ميگويد: اي زيد، آيا علي بن ابيطالب٧ در آن زمان كه كنارهگيري كرد، امام بود يا اینکه امام نبود تا زماني كه قيام كرد و شمشير كشيد؟ زيد در برابر سؤال او سكوت ميكند و جوابي نميدهد تا اینکه او سه بار اين سؤال را تكرار ميكند و زيد جوابي نميدهد. در آخر، ابوبكر ميگويد: اگر علي بن ابيطالب٧ امام بوده است و كنارهگيري كرده، پس ممكن است كه بعد از او هم امامي باشد كه كنارهگيري كند و اگر علي٧ امام نبوده، پس چه چيز تو را به اينجا آورده است؟ در اينجا علقمه از ابوبكر ميخواهد كه از او چشم بپوشد و ابوبكر نيز اين كار را ميكند.
صرف نظر از اینکه اين داستان چقدر واقعيت داشته باشد و اینکه با برخي روايات ديگر درباره زيد ـ كه او را انساني مخلص ميداند كه به دنبال امامت و خلافت نبوده ـ متعارض است، چند اشكال به آن مطرح است. در اين روايت، علقمه صرفاً ناظر است و در آخر هم از ابوبكر تقاضا كرده كه از زير چشم بپوشد.[٢] پس معلوم نيست نظریات خودش درباره امامت چه بوده است. ديگر اینکه محقق شوشتري به اصل داستان چند اشكال گرفته و گفتهاند كه در خبرهاي كشي تحريفاتي وجود دارد و براي آن مثالي هم آوردهاند.[٣]
در هر حال، نهايت چيزي كه از اين داستان استفاده ميشود، امامي بودن علقمه است، نه ثقه بودنش. البته آیةالله سبحاني از اینکه سيف بن عميره (در طريق دوم شيخ طوسي) هنگامي كه صفوان دعاي پس از زيارت را ميخواند، از او ميپرسد كه اين را علقمه برايمان نخوانده بود، استفاده كرده است كه علقمه نزد سيف و صفوان ثقه بوده كه اين طور به گفتهاش استناد ميكردهاند.[٤]
٧. محمد بن اسماعيل بن بزيع
از اصحاب امام كاظم و امام رضا و امام جواد: بوده است. شيخ در رجالش دربارۀ او گفته است: «ثقة، صحيح، كوفي[٥]». و نجاشي هم دربارهاش گفته: «از صالحان شيعه و ثقات آنهاست».[٦]
[١]. معجم رجال الحديث، ج١، ص١٠٣.
[٢]. كليات في علم الرجال، ص٦٢.
[٣]. رسائل و مقالات، ج٣، ص٤٠٥.
[٤]. قاموس الرجال، ج١، ص٢٨. نويسنده كتاب از اين صبح روشن سعي كرده با دلائلي گفته علامه شوشتري را پاسخ دهد:١. ما من عام و قد خص؟! ؛ ٢. شايد مسأله بسيار واضح بوده است؟!؛ ٣. احتمال غفلت و سهو؟!
به هر حال، اين توجيهات پاسخگو نیست؛ چرا که اگر دليل اول و سوم را بپذيريم، بايد امكان وقوع آن را در موارد ديگر هم پذيرفت. دليل دوم هم خودش دليل است بر اینکه بايد در اين سه مورد تضعيفات بيان ميشد (اگر به آن واضحي بوده است). جهت بررسي بيشتر ر.ک: از اين صبح روشن، ص١٧٧ ـ ١٧٨.
[٥]. ر.ک: رسائل و مقالات، ج٣، ص٤٠٦؛ لؤلؤالنضيد في شرح زيارة مولانا الشهيد، ص ٤٨.
[٦]. روي محمد بن اسماعيل بن بزيع، عن صالح بن عقبه، عن ابيه عن ابي جعفر٧: (بيان ثواب زيارت امام حسين٧ در روز عاشورا)... قال صالح بن عقبه و سيف بن عميره، قال علقمه بن محمد الحضرمي: قلت لابي جعفر٧:... (بيان متن زيارت عاشورا توسط امام باقر٧).