علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٧٩ - احادیث مربوط به دوران شیردهی و تطبیق آن با علوم تجربی
گستره گردآوري گزارهها رخ بدهد و اهميت رعايت آن تا حدي است كه ناديده گرفتنش، از موانع فهم مقصود شارع به شمار ميآيد[١]. شيخ بهايي، به اهميت اين گام بنيادي در فقه الحديث و تأثير آن در استخراج نظر شارع اسلامي واقف بوده، و در گردآوري گزارههاي فقهي كتاب الطهارة آن را رعايت كرده است.[٢] البته اين خود، پس از اطمينان از انتساب درست نصوص روايي به معصومان و ارزيابي اسناد مشکوک در موارد لزوم، بوده است.[٣] در نگاه شيخ بهايي در اين مرحله، جستجو و گردآوري گزارههاي قرآني ناظر به موضوع از اولويت و تقدم رتبي برخودارند. از اين رو، وي در آغاز هر بحث، آيه يا آيات ناظر به موضوع را همراه با شناسة قرآني آن گزارش ميكند و سپس سراغ گزارش روايات از كتب اربعه حديثي شيعه ميرود. براي نمونه در آغاز مسلك دوم، الطهارة الترابية[٤] چنين مينويسد:
فصل اول از اين مسلك اختصاص دارد به تبيين آياتي از قرآن كه در بيان تيمم نازل شده است.[٥]
لذا شيخ بهايي، در نظام فقهالحديثي خود، قرآن محوري را در گردآوري گزارههاي شرعي، و به دنبال آن، در تحليل و سنجش اعتبار محتوايي آنان، رعايت كرده است. روشن است كه اين اقدام بيانگر قرآنمداري فقاهت و توانمندي قرآن شناختِي شيخ بهايي است. اين ويژگي در دغدغهها و تلاشهاي تفسيري وي در اين كتاب موج ميزند و گاه مطالب قرآن شناسي كتابش از جهت برگ و بار، بر مباحث حديثي وي سنگيني ميكند[٦].
در مسائل جزئي فروعاتِ فقهي ـ كه قرآن نسبت به بيان احكام آنها ساكت بوده ـ شيخ به صورت مستقيم، به سراغ روايات رفته است كه البته پس از اطمينان از نبودِ گزارة قرآني ناظر به مسأله است؛ براي نمونه در باب چگونگي انجام تيمم، بحث را چنين آغاز كرده است:
در کيفيت تيمّم، هشت حديث است؛ سوم و پنجم آن از الکافي و الباقي از کتاب التهذيب است[٧].
يا در آغاز فصل دوم از مسلك دوم نيز مينويسد:
در مسأله موارد جواز تيمم، چهارده حديث وجود دارد: در الكافي و الفقيه هر كدام دو عدد و بقية آنها در التهذيب است.[٨]
[١]. تهذیبالأحكام، ج٨، ص١٠٦، ح ٧؛ وسائلالشیعة، ج٢١، ص٤٥٤، ح٢٧٥٦٤.
[٢]. کمک به مادران شیرده، ص٥٧؛ Nelson essential of pediatrics ١٣١-١٣٦
[٣]. Maternal employment, breastfeeding, and health: Evidence from maternity leave mandates ٨٧١–٨٨٧.
[٤]. کمک به مادران شیرده، ص٣٦ـ٥٢.
[٥]. دلبستگی را میتوان جو هیجانی حاکم بر روابط کودک با مراقبش تعریف کرد. این کودک، مراقب خود را ـ که معمولاً مادر است ـ میجوید و به او میچسبد. نوزادان معمولاً تا پایان ماه اول عمر خود شروع به نشان دادن چنین رفتاری میکنند. اصطلاح پیوند را گاه مترادف با دلبستگی به کار میبرند، در حالیکه اینها دو پدیده متفاوتاند: پیوند به احساس مادر درباره نوزادش مربوط است و با دلبستگی فرق دارد. مادر، به طور طبیعی، نوزاد را منبع احساس امنیت تلقی نمیکند و به او تکیه نمیکند، در حالیکه در دلبستگی چنین است. پژوهشهای بیشتر نشان داده است که پیوند مادر با نوزاد زمانی شکل میگیرد که تماس پوستی یا سایر انواع تماس نظیر صوتی یا چشمی برقرار میشود. برخی محققان به این نتیجه رسیدهاند که اگر مادر، بلافاصله پس از تولد، نوزادش، تماس پوستی با او داشته باشد، پیوند قویتری برقرار میشود. و ممکن است مراقبتهایش را با توجه بیشتری انجام دهد. حتی برخی پژوهشگران وجود دورهای حیاتی را مطرح کردهاند که بلافاصله پس از تولد شروع میشود و این تماس پوستی باید طی آن صورت گیرد تا پیوند برقرار شود. بر سر این نکته بحثهای بسیاری درگرفته است.
[٦]. هاري هارلو يادگيري اجتماعي و تأثير انزواي اجتماعي را در ميمونها مطالعه کرده است. هارلو نوزادان ميمون را در کنار دو نوع مادر بدلي قرار داد. يکي از اين جانشينها از تور سيمي تشکيل شده بود و داراي يک بطري تغذيه کننده بود و دومي تور سيمي بود که پارچهاي حولهاي روي آن کشيده بودند. بچه ميمونها دومي را ترجيح ميدادند؛ زيرا امکان تماس را فراهم ميکرد و آرامش دهنده بود. در هنگام گرسنگي نوزادان ميمون به سراغ بطري تغذيه کننده ميرفتند، اما پس از تغذيه به سرعت به سوي مادر پارچهاي برميگشتند. در هنگام ترس، ميمونهايي که با مادر پارچهاي بزرگ شده بودند، به شدت به مادر بدلي خود در ميآويختند. و به نظر ميرسيد که آرام ميگرفتند، در حاليکه ميمونهاي بزرگ شده به مادر توري به نظر ميرسيد که آرام نميگيرند و دچار آشفتگي ميشوند. نتايج آزمايشات هارلو بيشتر به اين صورت تفسير شدند که دلبستگي صرفاً نتيجه تغذيه نيست. هر دو نوع ميمون بزرگ شده با مادران مصنوعي بعدها در اجتماع ميمونها قادر به انطباق نبوده و در يادگيري جفتگيري مشکلات زيادي داشتند. پس از حاملگي و بچهدار شدن نيز اين ميمونها قادر به مراقبت از بچههاي خود نبودند.
[٧]. زمینه روانشناسی هلیگارد، ص٥٠ ـ٧٠؛
Kaplan & Sodock’s Synopsis of Psychiatry Behavioral Sciences/ Clinical Psychiatry ٨٣٩-٨٥٦
[٨] عضو هيئت علمي دانشكده علوم حديث.