علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٩٦ - بررسي روايات وارده در فضيلت اهل بيت در سورة انسان
٤. شعيب بن واقد؛ در كتب رجال، يادي از وي نشده، ولي در طريق صدوق در باب ذكر مناهي النبي٦ در الفقيه و الامالي واقع شده است. مامقاني قرار گرفتن ايشان در طريق الفقيه را دليل بر اعتماد صدوق بر او دانسته است.[١]
٥. قاسم بن بهرام (ابوهمدان قاضي هيت)؛ شيخ او را از اصحاب صادق٧ برشمرده[٢] و ظاهراً امامي است؛ جز اینکه مجهول است.[٣]
٦. ليث؛ پنج فرد به نام ليث دركتب رجال ذكر شده است كه اگر مقصود، «ليث بن بختري مرادي» باشد، مقبول است؛ هر چند مذهبش خوب نيست، ولي حديثش مقبول است، چون امام صادق٧ او را از بهشتيان دانسته و ابن غضايري گفته است كه طعن در دينش، موجب طعن در حديثش نميشود.[٤] بقيه توفيق نشدهاند. پس به جهت اینکه معلوم نيست مقصود، كدام «ليث» است، مجهول ميگردد و مشترك محسوب ميشود.
٧. مجاهد؛ او از رجال عامه است و كتب رجال شيعه متذكر او نشدهاند.
٨. ابنعباس؛ شيخ طوسي، ايشان را از راويان پيامبر٦ و از اصحاب علي٧ برشمرده است.[٥]
٩. حسن بن مهران؛ در كتب شيعه يادي از ايشان نشده است. در ميان اهل سنّت نيز، تنها
ابن ابيحاتم در الجرح و التعديل از او نام برده كه از فرقد، صاحب پيامبر٦ روايت ميكند و محمد بن سلام از ايشان روايت ميكند و اين مطلب را از پدرش شنيده است. در هر حال، وي مجهول است.[٦]
١٠. مسلمة بن خالد؛ شيخ طوسي، مسلم بن خالد مكي مزنجي را از اصحاب امام صادق٧ بر شمرده است؛ نه مسلمة بن خالد را.[٧] در ديگر كتب رجال شيعه نيز يادي از وي نشده است. در اهل سنت نيز ابن ابي حاتم او را مجهول دانسته كه از ابا امامة بن سهل استماع حديث كرده است و ابن غسيل از او روايت كرده است.[٨]
نتيجه، اینکه بيشتر رجال هر دو طريق اين روايت يا مجهول و يا ضعيف و يا از عامهاند و لذا نميتوان بر سند آن صِحّه گذاشت.
ب. بررسي متن حديث
در متن اين حديث، مواردي است كه در آنها اضطراب ويا زبان حال و يا چيزي شبيه داستانگويي به نظر ميرسد. برخي از آنها را ياد آور ميشويم:
[١]. رجال الطوسي، ص٤٣٥.
[٢]. الفهرست (طوسي) ص١٩١.
[٣]. رجال النجاشي، ج١، ص٥٤.
[٤]. رجال الطوسي، ص٢٨٢.
[٥]. تنقيح المقال، ج٢، ص٨٨.
[٦]. رجال الطوسي، ص٢٧١.
[٧]. تنقيح المقال، ج٢، ص١٨ دوم.
[٨]. خلاصة الاقوال، ص٢٣٤ ـ ٢٣٥.