علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٩٠ - بررسي روايات وارده در فضيلت اهل بيت در سورة انسان
برشمرده است.[١] نيز پدرش ابراهيم بن هاشم را نجاشي و شيخ از شاگردان يونس بن عبدالرحمن و از اصحاب امام رضا٧ برشمردهاند.[٢] علامة حلي نيز دربارۀ وي ميگويد:
من به قول كسي از اصحابمان در قدح و يا تعديل او دست نيافتم و روايات ايشان زياد است و ارجح، قبول رواياتش است.[٣]
دلايلي بر توثيق ايشان ذكر شده كه عبارتاند از:
١. پسرش علي بن ابراهيم در تفسير خود از او نقل كرده و در اول كتابش ملتزم شده كه آنچه ميآورد، از طريق ثقات به او رسيده است.[٤]
٢. سيد بن طاووس او را درميان رواتي كه از آنها نقل ميكند، قرار داده و گفته كه همة روات اين حديث ثقهاند.[٥]
٣. او اولين كسي است كه حديث كوفيان را در قم منتشر ساخت و قميان به رواياتش اعتماد كردند؛ درحالي كه در ميانشان افرادي بودند كه در پذيرش حديث سختگير بودند. لذا اگر در او شائبهاي از ضعف بود، از او اخذ روايت نميكردند و روايتش را نميپذيرفتند.[٦]
٤. ابراهيم بن هاشم در اسناد كامل الزيارات قرار دارد و ابن قولويه شهادت داده است كه همه كساني كه در سندش تا به امام قرار گرفتهاند، موثقاند.[٧]
نفر بعدي در سند علي بن ابراهيم، عبدالله بن ميمون قداح مكي است كه شيخ طوسي او را از اصحاب امام صادق٧ دانسته[٨] و نجاشي توثيقش كرده است.[٩] پس همه افراد اين روايت ثقهاند.
از لحاظ متن نيز بايد به چند مطلب اشاره شود:
١. نزد حضرت زهرا٣ مقداري جو بود؛ نه اینکه علي٧ از همسايه يهودي خود قرض كند و... ؛
٢. اين روايت دلالت بر نذر و روزه حسنين نميكند؛
٣. حضرت زهرا٣ از آن نوعي حلوا درست كرد، نه اینکه نان پخت؛ يعني ممكن است اهل بيت: حلوا را ـ كه بهترين غذايشان بوده ـ در سه نوبت، ولي در يك روز به مسكين و يتيم و اسير اطعام كرده باشند و خود، نان خالي بخورند. لذا در ادامه روايت آمده است كه «چيزي از آن حلوا نچشيدند» و دليلي بر اين نيست كه هيچ چيز نخورده باشند.
٤. اصل شأن نزول آيه در مورد انفاق اهل بيت: بود، ولي آن دربارۀ هر مؤمني كه مثل آن را انجام دهد، جاري است.
[١]. الميزان، ج٢٠، ص٣٦٨ ـ ٣٦٩.
[٢]. التبيان، ج٢، ص٧٣٥؛ الدر المنثور، ج١٥، ص١٥٤؛ اسباب النزول، ص٣٨٤.
[٣]. تفسير القمي، ج٢، ص٤٢٢ ـ ٤٢٣.
[٤]. رجال النجاشي، ج٢، ص٨٧ ـ ٨٦.
[٥]. رجال الطوسي، ص٣٨٩.
[٦]. رجال النجاشي، ج١، ص٨٩؛ الفهرست (طوسي) ص٣٥٣.
[٧]. خلاصة الاقوال، ج٤٩.
[٨]. معجم رجال الحديث، ج١، ص٣١٧.
[٩]. فلاح السائل، ص٢٨٤.