علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٣٩ - کارکردهای نقل روایات اهلسنّت در منابع شیعی
سرزمینى مرگش فرا مىرسد، تنها خداست که مىداند مرگ هر کسى در کجا واقع مىشود؛ ٥. کسى نمىداند چه وقت قیامت بر پا مىگردد، مگر خداى تبارک و تعالى.[١]
علامه طباطبايي، پس از نقل روایت فوق، مینویسد که با فرض صحت روایت، نباید پنداشت که مفاد آن با عموم آیه منافات دارد؛ زیرا مسلّم است که عدد مفهوم ندارد و اگر کسى بگوید فلان مقدار پول دارم، دلیل بر این نیست که بیشتر ندارد. این پنج موردی که در حدیث از آن یاد شده است، همگی به یک معنا بازمیگردد و آن عبارت است از علم به حوادث قبل از اینکه حادث شوند، و آشکار است که حوادث تنها همین پنج امر مذکور در روایات نیست، بلکه خود آیه دلالت بر مصادیق دیگرى نیز دارد.[٢]
نمونۀ دیگر، حدیثی است که سیوطی در الدر المنثور از ابی بن کعب نقل میکند:
نسایى و عبداللَّه بن احمد در کتاب زوائد المسند، و ابنجریر و ابن منذر و ابن ابىحاتم و ابن مردویه و بیهقى در کتاب شعب الإیمان، از ابى بن کعب، از رسول خدا٦ در تفسیر عبارت Gوَ ذَکرْهُمْ بِأَیامِ اللَّـهِF[٣] نقل کردهاند که فرمود: یعنى نعمتهاى خدا.[٤]
علامه طباطبايي، پس از اشاره به بیان برخی مصادیق، مینویسد که نظیر این روایت را طبرسى و عیاشى از امام صادق٧ روایت کردهاند.[٥] نمونۀ دیگر، روایاتی است که علامه طباطبايي از الدر المنثور ذیل آیۀ Gقُوا أَنْفُسَکمْ وَ أَهْلِیکمْ ناراًF[٦] نقل میکند. در حدیثی آمده است که پیامبر٦ آیۀ فوق را تلاوت کرد. مردمی که در آنجا بودند، از آن حضرت چگونگی نگهداری زن و فرزندان از آتش را جویا شدند. پیامبر٦ در پاسخ به ایشان فرمود که بدانچه خدا دوست مىدارد، امرشان کنید و از آنچه خدا کراهت دارد، نهى کنید. سیوطی در حدیث دیگری از امام علی٧ در تفسیر این آیه نقل میکند که خود و زن و بچه خود را تعلیم خیر دهید، و آنان را ادب نمایید.[٧] بیگمان، باید گفت که در دو حدیث مذکور مصادیقی از ایمنی خانواده از عذاب آتش بیان شده است.
بیان مصادیق فقرات آیۀ مباهله،[٨] برتری و فضیلت پیامبر٦ بر سایر پیامبران الهی،[٩] مصادیق امر الهی بر صبر در آیۀ ٢٠٠ سورۀ مبارکۀ آلعمران،[١٠] مصادیق گناهان کبیره در قرآن کریم[١١] و یادکرد مصادیق قاعدۀ استدراج[١٢] با استفاده از روایات اهلسنّت نمونههای دیگر از این دست است.[١٣]
[١]. ابولبابه از طايفه اوس بود و با یهودیان قرظي سابقه دوستي داشت و به همین جهت وقتي به پیشنهاد خود یهودیان و اجازه رسول خدا٦ به میان قلعه رفت، زنها و کودکان دورش را گرفتند و فریاد به گریه و شیون بلند کردند. ابو لبابه تحت تاثیر قرار گرفت و با علم به اینکه نباید اسرار را به دشمن گفت، اشاره به گلوي خود کرد که همه شما کشته ميشوید و از قلعه بیرون آمد؛ در حالي که از کردار خود پشیمان شده بود، یکسره به مدینه رفت و خود را به ستوني بست و گفت: خود را آزاد نميکنم تا توبهام قبول شود.
[٢]. الدر المنثور، ج٢، ص٢٩١.
[٣]. مواهب الرحمن، ج١١، ص٣٠٨؛ المیزان، ج٥، ص٣٨٧.
[٤]. سوره آل عمران، آيه ٦١.
[٥]. المیزان، ج٣، ص٢٣٤ و ٢٣٥. براي موارد دیگر ر.ک: مجمع البیان، ج٢، ص٨١٠؛ ج٦، ص٩٤؛ ج٧، ص٢٣٩؛ ج١٠، ص٨١٢؛ زیدة التفاسیر، ج٢، ص٦٩؛ ج٤، ص٢٢٩؛ ج٧، ص٥٠٤؛ المیزان، ج٣، ص٣٣٧؛ ج٤، ص٢٦٧؛ ج٥، ص١٧، ١٤٣ و ١٤٤، ١٩٠، ٣٨٦ و ٣٨٧؛ ج٦، ص١٣٢ و ١٣٣؛ ج٧، ص٣٣٤ و ٣٣٥؛ ج١٢، ص١٤٨ و ١٤٩، ١٧٦، ٢٢٢ و ٢٢٣؛ ج١٨، ص١٥٢؛ ج١٩، ص٧٧ و ٧٨، ٢٦٩؛ ج٢٠، ص١١٧، ٣٥٥؛ تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، ج٩، ص٣٣٨؛ ج١١، ص١٢٣؛ ج١٤، ص٤٢٣.
[٦]. سوره أنعام، آيه ٥٩.
[٧]. ر.ك: الدر المنثور، ج٣، ص١٥.
[٨]. المیزان، ج٧، ص١٤٨.
[٩]. سوره إبراهیم، آيه ٥.
[١٠]. ر.ك: الدر المنثور، ج٤، ص٧٠.
[١١]. المیزان، ج١٢، ص١٩.
[١٢]. «خودتان و کسانتان را از آتش حفظ کنید» (سوره تحریم، آيه٦).
[١٣]. المیزان، ج١٩، ص٣٤١. این دو روایت را در الدر المنثور ر.ك: ج٦، ص٢٤٤.