علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٠٠ - اعتبار دعاهای ابن طاووس از نگاه او
سجع، تکلفآور و برای غير خدا باشد و يا در شأن آداب سنت و کتاب نباشد، چنان که در اين روايات آمده است، نبايد در قران و کلام معصومان، بويژه صحائف زين العابدين، دعاهای مسجع و منثور و مرتب آمده باشد، در حالی که فراوان يافت میشود.[١]
وی شواهدی از معصومان، بويژه امام صادق٧ بر جواز انشای دعا از کتاب عبدالله بن حماد انصاری و کتاب الدعاء سعدبن عبدالله، از امام صادق٧ نقل کرده است. به موجب اين روايات، امام در پاسخ درخواستی که از او شده بود، بر اين پايه که دعايی تعليم دهد، فرمود:
إنّ أفضل الدعاء ما جری علی لسانک.[٢]
شمار اين دعاها اندک است و ابن طاووس به انشای آنها اشاره کرده است. لذا با ديگر دعاها اشتباه نمیشود. بر پاية اين مطلب، اين سخن محقق خوانساری ـ که ابن طاووس در فصاحت نطق و بلاغت كلام چنان برجسته و قوی بود که در موارد بسيار، عبارات دعاهای انشایي او، که به وی الهام میشد، با عبارات أهل بيت عصمت: اشتباه میشود ـ[٣] موجه و قوی نمینمايد؛ چه به قول محدث نوری ـ که معاصر او بوده ـ شيوه معروف ابن طاووس در تألیفاتی مانند، الأمان من الاخطار،[٤]مهج الدعوات،[٥]الدروع الواقيه[٦] و... اين است که هنگامی میخواهد دعای انشایی خود را ذکر کند، به آن تصريح میکند.[٧] نيز او در مصباح الزائر ـ که شاهد مثال محقق خوانساری ـ است تصريح کرده، آنچه در اين کتاب است، چيزهايی است که آنها را روايت کرده يا ديده است.[٨]
وجاده و اجازه گونههای نقل حديث
ابن طاووس روايات را از طريق اجازه از مشايخ خود و يافتن در کتابها و اصول قابل اعتماد نقل کرده است. وی اگر چه از جايگاه اجازه و وجاده در ايجاد اعتماد به صحت روايت سخن نگفته، تأکید وی بر طريق اجازه ـ که با اشاره به اصل اجازه و زمان و مکان آن نمايان است ـ و نيز گزارش از کتابها و اصول ـ که گاه با ذکر نسخه و نسخهها و کاتب و تاريخ و مکان و صفحه و سطر همراه است ـ نشان میدهد وی به اين کتابها و اصول اعتماد داشته است.
ابن طاووس، در اکثر موارد، در ابتدای ذکر روايت، به طريق تحمل آن اشاره کرده است. گويا اين اشاره، گاه بيش از يک طريق را شامل میشود؛ مانند، رأيت و رويت،[٩] رويناها و وجدناها.[١٠] وی از طريق
[١]. فلاح السائل، ج١، ص١٤.
[٢]. اقبال الاعمال، ج٣، ص٤٧.
[٣]. همان، ج٣، ص١٧٠.
[٤]. ص٢٠، ص٩٩ و ص١١٧.
[٥]. ص٣٣٦ ـ ٣٣٧.
[٦]. ص٣، ص٥٧ و ص٦٠.
[٧]. اقبال الاعمال، ج٢، ص٣١؛ الامان من الاخطار، ص١٩ ـ ٢٠.
[٨]. فلاح السائل، ج١، ص٨.
[٩]. الامان من الاخطار، ص٢٠.
[١٠]. همان، ص٢٠.