علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٩٩ - اعتبار دعاهای ابن طاووس از نگاه او
ذوی الاعتبار و اهل صدق (افراد معتبر و راستگو) در نقل آثار ياد کرده ـ روايت نموده است. آنان نيز اين روايت را از طريق خود، از ابو جعفر محمد بن بابويه (شيخ مجمع علی عدالته)، از طريق صفوان بن يحيی ـ که بر ورع و امانتداری او اتفاق وجود دارد ـ از ابی عبدالله٧ نقل کردهاند. به موجب اين روايت، هر کس خبری دربارۀ عمل خيری به او برسد و بدان عمل کند، برای او پاداش آن عمل منظور خواهد شد؛ اگر چه آن خبر از پيامبر٦ صادر نشده باشد.[١] نظير همين متن، از محمد بن يعقوب کلينی (شيخ ممدوح مجمع عليه) در کتاب الکافی در باب «من بلغه ثواب من الله تعالی علی عمل فصنعه» از علی بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابی عمير، از هشام بن سالم، از ابی عبدالله٧ و نيز از طريق ديگری از امام باقر٧ نقل شده است.[٢]
وی دربارة با اين روايات متذکر شده که اگر چه اسناد اين روايات را ذکر نکرده يا آن که از اسناد بيبهرهاند، ولی بايد توجه داشت که اين روايات بر احاديثی مسند اعتماد و تکيه دارند که از ثقات نقل شدهاند.[٣]
انشاآت ابن طاووس
دستة سوم، دعاهايی است که او خود انشا کرده است. اصل و قاعده در ذکر دعا برای ابن طاووس نقل قابل اعتماد از معصومان: است. بر اين اساس، وی بيشتر دعاهايی را که ذکرکرده، منقول و مسند آورده است. ابن طاووس به اين قاعده بارها در کتابهايش بويژه اقبال الاعمال، الامان من الاخطار[٤]، مهج الدعوات[٥] و الدروع الواقيه[٦] اشاره کرده است. به موجب اين قاعده، وی يادآور شده در مواردی که دعای خاصی در کلام معصومان نيافته به انشای دعا دست زده است.[٧] ابن طاووس در ديباچة فلاح السائل متذکر شده است که در تکميل کتاب مصباح الکبير ابوجعفر طوسی مطالب را به سه گونه آورده است: ١. دعاهايي که روايت کرده، ٢. دعاهايي که بر آنها واقف شده، ٣. دعاهايي که خدا به او الهام کرده و اجازه اظهارشان را داده است.[٨]
به موجب اين کلام دعاهای انشايي الهامهايي است که بر قلب ابن طاووس وارد شده است. دعاهای انشايی دارای نثر و سجع و قرينه است. وی در اين باره، به برخی روايات در کراهت سجع دعا اشاره و به نقد و تأویل آنها پرداخته است. به موجب اين نقد و تأویل، اين روايات نمیتواند صحيح باشد؛ چه اگر
[١]. همان، ج١، ص٨ ـ ٩.
[٢]. همان، ج١، ص٩.
[٣]. همان، ج١، ص١٠ ـ ١١.
[٤]. همان، ج١، ص١٢.
[٥]. فلاح السائل، ج١، ص١٣.
[٦]. همان، ج١، ص١٤ ـ ١٥.
[٧]. همان، ج١، ص١٥.
[٨]. الملاحم و الفتن، ص٣٤٩ ـ ٣٥٠.