علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٠٦ - ديدگاههاي استاد محمد باقر بهبودي در گزينش احاديث صحيح
٩. تعليق حکم شرعي به مشيت خدا
بهبودي ميگويد اگر امام در روايتي، حکم شرعي را به مشيت خدا معلّق کند، با توجه به اين که تکليف شرعي قابل تعليق نيست، در اين صورت نيز مفاد حديث از حجيت ساقط ميشود.[١] در اين دست روايتها غالباً جمله «ان شاء الله» تعريض دارد.
گفتني است در بسياري از اين موارد، بهبودي براي تشخيص حکم صحيح و البته شاهدي بر مدعاي خويش، به قرآن يا حديث ديگري که معارض و راجح است، استناد ميجويد.[٢]
مقابله سند و متن روايتهاي مشابه
يکي از اساسيترين روشهاي بهبودي در يافتن عيب و اصلاح حديث، مقابله سند و متنهاي مشابه روايتهاي موجود در تمام کتب اربعه است. مهم است توجه شود که در اين مقابلهها، بهبودي دقت ميکند که گاهي روايتها هم در متن و هم در سند، مشابه هم باشد. او با اين روش عيبهاي متفاوتي را از نظر فني در متن و سند روايتها يافته و تصحيح کرده است، اين موارد را به طور مجزا در زير ميآوريم. گاهي براي اصلاح اعضال در سند يا اموري مشابه آن، تنها سندهاي مشابه در روايتها را با هم مقابله ميکند و ممکن است متن حديث مشابه نباشد. گاهي تنها به مشابه بودن متن در روش مقابله اکتفا ميکند. در هر يک از سه طريق نامبرده عيبهاي موجود در متن يا سند را مييابد که در زير به آن ميپردازيم.
١. يافتن تصحيف، تحريف و اسقاط در متن و سند
بهبودي سند بعضي روايتها را از کتابهاي اربعه حديثي آورده و رجالي را که نام آنها تصحيف شده، با توجه به سند ديگر ـ که در متن و سند مشابه همان حديث است ـ[٣] متذکر ميشود. به علاوه، با يافتن روايتهاي مشابه و کنار هم قرار دادن آن، به مواردي از اسقاط متن نيز دست يافته است.[٤] وي موارد تصحيف يا اسقاط از متن و سند را با علامت {} متمايز کرده و نگارنده نيز به همان سبک شواهد را ذکر ميکند. او گاهي متن يک حديث را از کتاب التهذیب ميآورد و سپس مشابه آن را از کتاب الکافی ذکر ميکند و به اين ترتيب، به ميزان اضطراب و احياناً سقط در متن نيز اشاره ميکند.[٥]
لازم به تذکر است، بهبودي هر جا عيب و عوار سند را از نظر تصحيف، اسقاط يا انقطاع و مواردي نظير آن اصلاح کرده، اگر در صحاح کتب اربعه آن حديث را آورده باشد، سند را به شکل تصحيح شده ذکر کرده است؛ براي نمونه يکي از موارد يافتن تصحيف سند، در روايتهاي زير با توجه به علائمي که بهبودي استفاده کرده، قابل ملاحظه است:
[١]. همان، ص٣٦ و ٣٧. برخي نمونههاي ديگر عبارتاند از: عدم نجاست ادراري که با آب فراوان بر لباس شخص ريخته است (همان، ص٣٧ ـ ٣٩).
[٢]. علل الحديث، ص٤١؛ ر.ک: التهذيب، ج٤، ص ٢١٠ ، ش٦١٠ و ج٤، ص ٢١٣ ، ش٦١٩. برخي نمونههاي ديگر عبارتاند از: جواز نماز خواندن مرد و زن در کنار يکديگر يا جواز جُنب ماندن تا صبح، در رمضان به همراه تعليل با اين قيد که عايشه در کنار رسول خدا دراز کشيده بود و پيامبر براي سجده پاي او را کنار ميزد يا نقل روايتي از او درباره عدم غسل تا صبح در رمضان (همان، ص٤٠ـ٤١)؛ عدم تخيير زن در طلاق به همراه ذکر نام عايشه و روايت او (همان، ٤٢. درباره طلاق و تخيير همسران شرح مفصلي در ترجمه صحيح الکافي، ذيل ش٣٤٠٠ مندرج است)؛ جواز نکاح با زنان اهل کتاب به همراه نقل نکاح طلحه با زني يهودي (همان، ص٤٣. بهبودي در اينباره متن حديث را با نص قرآن مخالف اعلام کرده است و احاديث مقابل آن را که حاکي از جواز نکاح موقت است، بلا معارض ميداند. براي توضيح بيشتر ر.ک: صحيح التهذيب، ش ٣١٣٧)؛ اعلام بلوغ دختران در نُه سالگي به همراه تعريض از سخن عايشه (همان، ص٥٤ و ٥٥. براي توضيح بيشتر ر.ک: صحيح الفقيه، ش ٧٠٩).
[٣]. همان، ص٤٥ـ٥١. نيز براي نمونه همراه با شرح ر.ک: صحيح الکافي، ش٢٣٠٤ و ٢٣١١.
[٤]. همان، ص٣٩. التهذيب، ج١، ص٤٣٧. البته بهبودي براي اثبات مدعاي خويش به آيه ١٢ سوره نساء نيز استناد ميکند.
[٥]. همان، ص٤٥ ـ ٤٦. التهذيب، ج٩، ص٢٢٩.