علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٥٤ - اخلاق و جنسيت در حديث «خصال النساء»
احاديث، زاده فضاي اجتماعي آن روزگار و دشمني کساني مانند عايشه با آن حضرت بوده است. در نتيجه، هرچند امام در سخن خود از تعبيراتي عام استفاده و احکامي کلي صادر کرده است، ليکن مخاطب آن افراد خاصي بودهاند. در نتيجه، اين گونه قضايا، قضاياي حقيقي نيستند، بلکه تقريباً: «نظير قضيه شخصي يا قضيه خارجي است».[١] بنابراین، بر اساس آنها نميتوان حکمي کلي صادر کرد. هرچند اين راه حل ممکن است مشکلي را حل کند، اما خود پرسشهايي از اين دست پديد ميآورد: آيا از نظر اخلاقي پذيرفتني است که به سبب رفتار نادرست زني، همه زنان نکوهش شوند؟ اگر اين شيوه پذيرفتني است، چرا حضرت به سبب رفتار نادرست مرداني همچون طلحه، زبير، معاويه و زياد، همه مردان را مخاطب حکم خود قرار نداد؟[٢] همچنين ادعا شده است که:
خطابات نهج البلاغه، ساري و جاري در همه زمانها و مکانها نيست.[٣]
صحت و سقم اين ادعا به کنار، پذيرش اين راه حل لوازمي دارد که بعيد است پيشنهاد دهنده نيز بدان ملتزم شود.
به نظر ميرسد که منسجمترين و در عين حال، فشردهترين روش برای حل اين معضل در مقاله «حقوق زن» صورت گرفته باشد. مهريزي در اين مقاله، با اشاره به راهحلها و نقد مختصر آنها، با پيش نهادن ده قاعده ميکوشد تا شيوهاي جامع براي سنجش احاديث روايت شده از حضرت امير، به خصوص احاديثي که به نحوي از مقام زن ميکاهد، به دست دهد. برخي از اين قواعد از اين قرارند: محور قرار دادن قرآن، ضرورت نگرش جمعي به سنت، توجه به مسأله جعل و تحريف، و قاعده اشتراک که طبق آن، احکامْ زن و مرد را يکسان در بر ميگيرد، مگر آن که به گونهاي مشخص تصريح شود که اين حکم مختص مردان يا زنان است.[٤] وي همچنين، در اين مقاله، نمونههايي از جعل حديث درباره زنان را نقل ميکند.
باز وي در مقاله «تأملي در احاديث نقصان عقل زنان»، ميکوشد نشان دهد که تعبير عقل در روايات ناظر به زنانْ مجمل است و به سادگي نميتوان از آن قاطعانه نتيجه گرفت که زنان ناقص العقل هستند.[٥] همچنين با تأکید بر اين که توجه به بخشي از سخنان حضرت و نديدن ديگر سخنان ايشان نادرست است، با کنار هم نهادن همه سخناني که از حضرت درباره زنان نقل شده است، ميکوشد تا بستري براي داوري دقيقتري فراهم سازد. وي براي اين کار پنج گام پيشنهاد ميکند که عبارتاند از: گردآوري همه سخنان حضرت، توجه به سيره عملي ايشان در قبال زنان، ارزيابي دقيق اسناد روايات نقل شده، بررسي شرایط تاريخي سخنان روايت شده، و بررسي دقيق واژگان به کار رفته در اين روايات با توجه به فرهنگ زمان صدور.[٦]
[١]. شرح نهج البلاغه (ملا صالح)، ج٤، ص٢٠٧.
[٢]. توضيح نهج البلاغه، ج٤، ص٣٧٦.
[٣]. مفتاح السعادة، ج١٧، ص٢٥٠.
[٤]. زن در آيينه جلال و جمال، ص٣٤٢.
[٥]. مرحوم مغنيه در في ظلال نهج البلاغه، ذيل خطبه٧٨ پنج پاسخ تفصيلي به اين توجيه ميدهد.
[٦]. زن در نهج البلاغه، ص٤٤.