علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٨٤ - احادیث مربوط به دوران شیردهی و تطبیق آن با علوم تجربی
از ميان گزراههاي موجود کشف ميکند؛ نمونههايي را در مشرق الشمسين شاهد هستيم که شيخ بهايي با استفاده از اصل تاريخينگري[١] و استفاده از دادههاي تاريخي در تحليل و تفسير روايت، سعي دارد روايت را با توجّه به فضاي پيراموني و گفتمان تاريخي حاکم برآن، معنا کند. رعايت تاريخينگري، شيخ بهايي را در شناخت راز توهمِ تعارضِ روايات تناقضنما، تقيهاي و مخالف با عامه و در نهايت فهم مقصود اصلي شارع کمک کرده است[٢].
تعارض
يكي از مباني كلامي فقه الحديث، عدم صحت صدور دو گزاره متعارض در بيان حكم واقعي يك مسأله از سوي معصومان است. در تفكر شيعي گفتارهاي متعارض و احكام متناقض را ـ كه خود معلول عوامل مختلفي هستند ـ نميتوان به معصومان نسبت داد[٣]. با اين حال، در ميراث روايي مسلمانان شاهد برخي از احاديثِ متعارض هستيم. گاه، اين تعارضات ميان رواياتِ راويان شيعه با يكديگر و گاه، ميان روايات شيعي با روايات اهل سنّت است. گونه نخست، هماره دقت فقيهان و حديث پژوهان زبردستي چون شيخ طوسي در كتاب الاستبصار، و ديگران را برانگيخته، آثاري وزين و دقيق در حل اين تعارضنماييها نگاشته شده است[٤]. در گونة دوم ـ كه زير مجموعة مباحث خلافيات فقه شيعه و سنّي قرار ميگيرد ـ آثار اندكي تألیف شده است؛ مشرق الشمسين و اكسير السعادتين شيخ بهايي، يكي از اين آثار است كه به تعارضات نوع دوم، در روايات باب طهارت توجه داشته است؛ نمونههاي ذيل ترجمان تيزبيني و ژرفنگري وي در اين مسأله است.
شستن پا
يكي از اختلافات ريشهدار فقهي شيعه و سنّي، حكم پا هنگام وضو است. شيعه قائل به وجوب
مسح دو پا بوده و اهل سنّت، شستن آن دو را واجب ميدانند. گروه اخير، به دليل تأثيرپذيري از رواياتِ صحابه، ظهور آية وضو[٥] را ـ كه ناظر به رأي شيعه است ـ به گونهاي تأويل كردهاند. در اين ميان
شيخ بهايي، تأكيد دارد كه ظاهر آيه وضو و روايات اهل بيت: دلالت بر وجوب مسح پاها دارد و
دليل فقهاي اهل سنّت بر شستن دو پا، برداشتهاي نادرست آنان از برخي روايات صحابه است كه
فعل و قول پيامبر٦ را در وضو گزارش كردهاند؛ روايات ذيل، عمده مستند اهل سنّت، در مسأله
شستن پاهاست:
عبد الله بن عمر ميگويد:
[١]. همان، ص١٠- ١٠٩، ص٢٤٣.
[٢]. همان، ص١٧٢.
[٣]. همان، ص١٠٩، ص١١٠، ص٢١٦، ص٢٣٧، ص٢٥١، ص٣٥٥-٣٥٦، ص٤٣٧ و ص٤٥٤.
[٤]. همان، ص١٨٤ و ص٢٥٠.
[٥]. همان، ص١٩١.