علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٤٢ - پژوهشهاي خاورشناسان درباره نهجالبلاغه
تنها تعابیر تندی که دربارۀ وی و به خصوص پدرش وجود دارد از سوی ابوالفرج اصفهانی (م ٣٥٦ق) است که آن هم میتواند انگیزه مذهبی داشته باشد. ابوالفرج دقیقاً از روی تعلق خاطر زیدیگری خود، او را به عنوان یک فرد امامی مورد حمله قرار داده و میگوید که عقیده امامی او سایه بر نقلهایش انداخته است. به علاوه، از این که پدر او اخبار را از افواه مردم جمع آوری میکرده، برآشفته و آن نقلها را به عنوان «اراجیف» وصف کرده است. این در حالی است که خود وی در مقاتل، بویژه در الاغانی (با نقل صد روایت کوتاه و بلند از وی، بیشترین حجم روایت را از او نقل کرده است. بیتوجهی متون زیدیه به او در نقل اخبار طالبیان تا اندازهای میتواند ناشی از نگرشی مشابه ابوالفرج در آنان نسبت به نوفلی باشد.
عبارت ابوالفرج در نقد نوفلی در اوائل اخبار مربوط به ابوالسرایا در مقاتل چنین است:
کان یقول بالامامة فیحمله التعصب لمذهبه علی الحیف فی ما یرویه ونسبة من روی خبره من أهل هذا المذهب إلی قبیح الافعال؛ و اکثر حکایاته فی ذلک عن أبیه موقوفاً علیه لایتجاوزه، و أبوه حینئذ مقیم بالبصرة لایعلم بشیء من أخبار القوم الا ما یسمعه من ألسنة العامة علی سبیل الأراجیف.[١]
از دیگر کسانی که مستقیم از نوفلی نقل کرده و خود از مورخان برجسته است، محمد بن حبیب (م٢٤٥ق) نویسنده المنمق و المحبر است که در کتاب المنمق[٢] خبری از او آورده است.
خطیب بغدادی از عمر بن محمّد بن عبد الملك بن أبّان بن أبي حمزة، كاتب و وزیر و شاعر معروف به ابن الزيات (م ٢٣٢ق) ـ که به وزارت معتصم هم رسید ـ به عنوان یکی از راویان از علی بن محمد نوفلی و عمر بن شبه یاد کرده است.[٣]
با توجه به سن پدر وی و نقلی که از خود نوفلی در سال ٢٥٠ق روایت شده است، باید حدس زد که درگذشت وی بعد از این سال و به احتمال، پیش از ٢٦٠ق، بوده است؛ زیرا سن بیش از آن برای وی معقول نمینماید.
نوفلی امامی و احادیث وی در منابع حدیثی شیعه
علی بن محمد نوفلی یک شخصیت حدیثی ـ شیعی، اما محدود دارد و شاید به همین دلیل، چندان مورد توجه منابع رجالی شیعه قرار نگرفته است. در واقع، با وجود آن که از وی بیش از بيست روایت در منابع مختلف روایی شیعه هست، اما مدخلی به جز آنچه که به طور اشاره در رجال الطوسی در زمره اصحاب امام هادی٧ آمده است، دربارۀ وی دیده نمیشود. علاوه بر ارتباط مستقیم او با امام هادی٧، نقل عبدالله بن جعفر حمیری از وی[٤] و بسیاری از شواهد دیگر نشان از حضور او در محافل علمی جامعه شیعه امامی دارد.
[١]. ج٤، ص٤٩٤.
[٢]. همان، ج٨، ص٤٦٢.
[٣]. ج٤، ص٤٤٤.
[٤]. ص٥٧٥.