علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٥٢ - جلوههایی از آیین سخنوری در دُستور سخن
قوله: فظلّ سادراً، السادر ها هنا غیر السادر الأول، لأنه ها هنا المغمی علیه کأنه سکران....[١]
١٠. تضمین
ابن هشام انصاری صاحب مغنیاللبیب چنین میگوید:
قد یشربون لفظاً معنی لفظ فیعطونه حکمه و یسمّی ذلك تضمیناً؛[٢]
گاه میشود که عرب معنای واژهای را در واژهای میریزند، و حکم آن لفظ غیر مذکور را به مذکور میدهند، و آن را تضمین مینامند.[٣]
ابن هشام آن را بسیار میداند و در قرآن بیشتر، تا آنجا که میگوید:
اگر قرار باشد مصادیق تضمین را گرد آوریم از صدها برگ تجاوز خواهد کرد.[٤]
نهج البلاغه نیز از این نمونه کم ندارد. شارح در شرح قول امیر المؤمنین٧: «و من أبصر بها بصرته ومن أبصر إليها أعمته»، در دفاع از کاربرد واژگانی حضرت میگوید: اگر اشکال کنی و بگویی: تنها شنیده شده است: «أبصرت زيداً»، و مسموع نیست: «أبصرت إلی زيد»، خواهم گفت:
يجوز أن يكون قوله٧: «ومن أبصر إليها»، أيْ و من أبصر متوجهاً إليها، كقوله: Gفِي تِسْعِ آيَاتٍ إِلَى فِرْعَوْنَF و لم يقل «مرسلاً» و يجوز أن يكون أقام ذلك مقام قوله «نظر إليها» لما كان مثله كما قالوا في «دخلت البيت» و «دخلت إلی البيت» أجروه مجری «ولجت إلی البيت» لما كان نظيره.[٥]
دو واژه در یک واژه قرار گنجانده شده است، و از ذکر واژه دوم خودداری شده است، با جزالت تمام و ایجاز سخن، معنای دو یا چند واژه رسانده میشود. میبینیم أبصر ـ که متعدی بنفسه است ـ در یک جمله حضرت، باری با «إلى» و بار دیگر، با «ب » آمده است. شارح بار دوم را متذکر نشده است و دلیل آن این است که «باء» را در «أبصر بها» به درستی باء استعانت گرفته است، و وجه «أبصر إليها» را از باب تضمین میآورد، و معنای «متوجهاً» را در آن پنهان میداند، یا اینکه معنای آن را «نظر إليها» ميگیرد.
نمونه زیبای دیگر در کلام مولا مربوط به تعدیه فعل لازم است که بسیار نیکو صورت گرفته، میفرمایند: «وسارعناهم إلى ما طلبوا». و غواص دریای پرگهر سخنان امیر چنین میگوید:
قوله:... ، کلمة فصيحة، وهي تعدية الفعل اللازم، كأنها لمّا كانت في معنى المسابقة، و المسابقة متعدية، عدّى المسارعة.[٦]
[١]. همان، ج٥، خ٥٩، ص١٤.
[٢]. همان، ج٩، خ١٤٨، ص٨٥.
[٣]. جواهر البلاغه، ص٣٠٤.
[٤]. شرح نهج البلاغه، ج٧، خ١٠٦، ص١٤٠.
[٥]. همان.
[٦]. جواهر البلاغه، ص٣٤٣.