علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٨٨ - پژوهشی در اسناد و نسخههای زیارت عاشورا
ترديد در انتساب يك كتاب
ميرداماد (م١٠٣٠ق) در الرواشح السماوية (ص٧٧)، تفرشي در نقد الرجال (ج١، ص ١٠٥)، محمدعلي اردبيلي در جامع الرواة (ج١، ص٣١٧) و محمد باقر مجلسي در بحار الأنوار (ج١، ص١٢) كتابي موسوم به ربيع الشيعة را به ابن طاووس نسبت دادهاند. قرايني چند در درستي اين انتساب ترديد جدي ايجاد میكند. قرينة اول، اين است كه ابن طاووس در كتابهاي خود به تألیفاتش اشاره كرده و اين كتاب در شمار آنها نيامده است. قرينة دوم، اين است كه عادت و سيره ابن طاووس اين است كه وی نام خود را در ابتداي كتاب، بلكه گاه در ابتداي هر باب، ذكر میكند و در اين كتاب از آغاز تا پايان، از نام ابن طاووس اثري نيست. قرينة سوم، اين است كه ابن طاووس به طور معمول در آغاز كتاب خطبهاي مفصل در حمد و ثناي خدا و سلام و درود بر پيامبر اسلام٦ و اوصيای او ذكر میكند و در اين كتاب از اين خطبة مفصل خبري نيست. به علاوه، به گفته ميرزا حسين نوري، اسانيد ربيع الشيعة با اسانيد ابن طاووس در آثارش چندان هماهنگ نيست. به موجب اين قراین، محدث ياد شده اين احتمال را قوي دانسته كه كتاب موسوم به ربيع الشيعة، همان كتاب اعلام الوري طبرسي است و انتساب آن به ابن طاووس به جهت كمداني برخي از اهل علم متوسط الحال بوده كه در اثر افتادگي اوراق آغازين كتاب اعلام الوري و وجود لفظ ربيع در آثار ابن طاووس، بر پشت آن ربيع الشيعة ابن طاووس را نوشتهاند.[١]
ابن طاووس و جايگاه دعاها
با تتبع در آثار ابن طاووس، بويژه آثار دعايي، مشاهده میشود که وی در مواردی، به مناسبت، دربارۀ سند دعاها و اعتبار آنها اظهار نظر کرده است. اين اظهار نظرها ـ که صريح و گاه ضمنی است ـ در موارد زير شايان ذکر است: سند دعا ـ که معصوم است يا انشای خود ـ دعاهای مستند به معصوم سند کامل دارد يا ناقص، ارزيابی سندها، استدلال روايي بر ذکر دعاهای با سند ناقص و انشاء دعا، چگونگی تحمل حديث و اشاره به جايگاه آن، اشاره به در اختيار داشتن اصول حديثی اصحاب ائمه: و نيز سند صحيح به بسياری از کتابهای پيشينيان که شماری از آنها امروزه ناياب است.
ذکر طريق و اسناد حديث
ابن طاووس در نقل روايات، در بيشتر موارد، طريق حديث را با اسناد کامل ذکرکرده است.[٢] وی طرق خود به روايات و کتب و اصول اصحاب را به هنگام نقل روايت يا ذکر کتاب و نيز در ديباچة کتاب فلاح السائل،[٣] ذکر کرده و بارها متذکر شده که اين طرق را در رسالة الاجازات[٤] و کتاب غياث سلطان الوری
[١]. مستدرك وسائل الشیعة، ج٢، ص٢٢٣؛ ج٣، ص٢١٣؛ ج٤، ص١٥٨؛ ج٥، ص٢٠١؛ ج٦، ص٣٢٠؛ ج٧، ص٢٠٧....
[٢]. الأمان، ص٩١ ـ ٩٢؛ خاتمة المستدرك، ج١، ص١٩٤.
[٣]. اقبال الاعمال، ج٣، ص٣٧٠.
[٤]. الملاحم و الفتن، ص٤٠؛ الامان من الاخطار، ص١٩٨.