علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣١٢ - ديدگاههاي استاد محمد باقر بهبودي در گزينش احاديث صحيح
يافتن نقل به معنا با توجه به عدم امکان سماع
بهبودي در مبحث نقل به معنا، تنها به روش مقابله روايات اکتفا نميکند، بل به موقعيت راوياني مانند حريزبنعبدالله اشاره ميکند که از تشرف به خدمت امام صادق٧ محروم بوده و ادعاي تشرف به حضور امام کاظم٧ را هم نداشته است. در نتيجه، حريز متن روايتها را از ديگران ميگرفته است و احتمال نقل به معنا در روايتهاي او زياد ميشود. به علاوه، در اثر اين مقابله در روايات، بر اثر تشابه متن پي ميبرد، که بعضي از اين دست روايات از طريق اسحاقبنعبدالله اشعري نقل شده و به سبب نقل به معنا اختلالاتي هم به بار آورده است؛ مثلاً در روايتي از التهذيب از طريق اسحاق از امام کاظم٧ آمده است:
{سألت أباالحسن٧} عن رجلٍ دخل مکّة مفرداً للحجّ {فخشي أن يفوته الموقفان}. فقال: له يومه إلی طلوع الشمس من يوم النحر. فإذا طلعت الشمس فليس له حجٌ. فقلت: کيف يصنع بإحرامه؟ فقال: يأتي مکّة فيطوف بالبيت و يسعی بين الصفا و المروة. فقلت له: إذا صنع ذلک فما يصنع بعد؟ قال: إن شاء أقام بمکة و إن شاء رجع إلی النّاس بمنی و ليس منهم في شئ فإن شاء رجع إلی أهله و عليه الحجُّ من قابلٍ.[١]
بهبودي به روش مقابله، مشابه اين روايت را در متن، از التهذيب شيخ، به طور مرسل يافته است؛ به اين صورت:
حماد {عن حريز قال: سُئل} أبوعبدالله٧ عن مفرد الحج {فاته الموقفان جميعاً}. فقال: ... و ليس هو من الناس في شئ.[٢]
بهبودي به همين ترتيب، روايت مشابه ديگري را در التهذيب يافته است که طوسي آن را به صورت مسند آورده است؛ به اين صورت:
الحسينبنسعيد، عن حمادبنعيسی، {عن حريز قال: سألت} أباعبدالله ٧ عن رجل مفرد الحج الخ.[٣]
بهبودي ميگويد تشابه متن احاديث حريز با حديث اسحاق، نشان ميدهد که حديث حريز همان حديث اسحاق است که گاهي از امام صادق و گاهي از امام کاظم نقل ميکند و چون نقل به معنا شده، در متن احاديث حريز اختلال به بار آورده است. در روايت حريز عبارت «فاته الموقفان جميعاً» به «يخشي أن يفوته الموقفان» قرار گرفته و تناسب سؤال و جواب را مختل کرده است. از سوي ديگر عبارت آخر حديث حريز، «وليس هو من الناس في شيء» بيجا نشسته و به زعم بهبودي، بايد بعد از جمله «و إن شاء أقام بمني» قرار بگيرد، چنان که در حديث اسحاق آمده است.[٤]
[١]. الفقيه، ج٤، ص٢٣٩.
[٢]. التهذيب، ج٩، ص١٤٤.
[٣]. علل الحديث، ص١٨٤ و نيز ر.ک: ص١٧٧ـ ١٨٦.
[٤]. ر.ک: همان، ص٣٣٧ـ ٣٤٠.