علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٠١ - ديدگاههاي استاد محمد باقر بهبودي در گزينش احاديث صحيح
است؛ براي نمونه،[١] گاهي به متن بعضي از روايتها توجه ميدهد که به اسلوب قصهپردازي روايت شده و به همين سبب نام قهرمانهاي داستان در موارد ديگر جابهجا ميشود.[٢]
٣. توجه به اشتراک کنيه فرد راوي با امام معصوم:
بهبودي توجه کرده است که در بعضي از سندها با کنيهاي مواجه ميشويم که راوي تصور کرده آن کنيه امام معصوم است، در حالي که راوي ديگر با همان کنيه ناميده ميشده است، در نتيجه، آن حديث در شمار احاديث فقهي درج گرديده است؛[٣] مانند ابوالحسن که مراد از آن علي بن يقطين است و نه ابوالحسن الرضا٧ يا ابوالحسن عليبنمهزيار اهوازي است و نه امام هادي٧ و ابوعبدالله که مراد از آن يکي از شاگردان امام صادق٧ است که سيفبنعمر از او روايت ميکند. مهمترين روش بهبودي در فهم اين مطلب، مراجعه دقيق به شرح حال راويان و شناخت نسب آنان و تحليل احوال راويان، از رهگذر رجوع به کتب رجالي است.[٤] براي نمونه در سند روايتي آمده است:
محمد بن احمد بن يحيي عن محمدبنعيسي اليقطيني قال بعث إلي أبوالحسن٧ رزم ثياب الحديث.[٥] بهبودي ميگويد، با توجه به متن، مراد از ابوالحسن، عليبنيقطيني است، نه ابوالحسن الرضا٧. به عقيده وي محمدبنعيسي يقطيني عهد امام رضا٧ را درک نکرده و از غلات[٦] است. او هم چنين ميگويد خطاي اصلي از محمدبناحمدبنيحيي اشعري است که تصور کرده مراد از ابوالحسن، امام رضا٧ است و اين حديث را در سلک احاديث فقهي درج کرده است. از سوي ديگر، بهبودي توجه ميدهد که اين روايت در کاملالزيارات هم آمده، با اين تفاوت که ابنقولويه متنبه بوده که يقطيني عهد رضا٧ را درک نکرده است و به همين دليل سند را به صورت مرسل (با تعبير عن رجلٍ) آورده، بدون اين که اشکال اصلي را متذکر شود.[٧]
٤. توجه به تطابق ادعاي راوي با وضعيت جسماني وي
در بعضي از روايتها از اشخاصي چون ابوبصير مرادي يا اسدي و هم چنين محمدبنسنان ياد ميشود که با وجود نابيناييشان، روايت را طوري نقل ميکنند که گويي همه صحنه را با چشم خود ديدهاند؛[٨] مانند اين که در روايتي راوي حديث که ابوبصير است و به گفته بهبودي، خواه مرادي باشد، خواه اسدي، گفته است:
[١]. بهبودي در اين زمینه متذکر ميشود که خوانندگان کريم متوجه باشند که اعتماد به قوانين خشک و بيروح صحيح نيست و درست نيست که بگوييم هر چه در آن آمده است: فلانٌ عن فلانٍ، پس صحيح است. بلکه بايد با دقت کامل حديث را از نظر متن و سند، کلمه به کلمه وارسي کنيم.
[٢]. او نوشته است که فرزند شهيد ثاني راويان اين سند را از آن جهت موثق ميداند که دو تن از ائمه رجال آنان را تعديل کردهاند، برخلاف قول مشهور در احراز وثاقت راويان که در صحت حديث تنها به تعديل يکي از ائمه رجال کفايت ميکنند.
[٣]. از جمله جمالالدين حسن بن زينالدين، فرزند شهيد ثاني اين حديث را با رمز «صحي» يعني صحيح در نزد من، در کتاب منتقي الجمان في الاحاديث الصحاح و الحسان، باب کيفية الصّلاة و بيان ما بقي من افعالها، آورده است.
[٤]. «تحسن ان تصلّي يا حمّاد؟ قال: قلت: يا سيدي أنا أحفظ کتاب حريز في الصّلاة. قال: فقال: لا عليک. قم فصلِّ. قال: فقمت بين يديه متوجّهاً إلي القبلة فاستفتحتُ الصلاةَ و رکعتُ و سجدتُ. فقال: يا حمّاد! لاتحسن أن تصلّي. ما أقبح بالرجل أن يأتي عليه ستّون سنة أو سبعون سنة فما يقيم صلاة واحدة بحدودها تامّة. قال حماد: فأصابني في نفسي الذلُّ. فقلتُ: جعلتُ فداک، فعلّمني الصلاة... الحديث».
[٥]. اين نقد نمونه روشن از روايت سادهاي است که بهبودي آن را در مقدمه معرفة الحديث آورده است. نمونههاي ديگر از اين نوع نقد را ميتوان در الاخبار الدخيلة از شوشتري نيز ملاحظه کرد. (ر.ک: «روششناسي علامه محمدتقي شوشتري در نقد احاديث ساختگي»، ص٢٣٨ ـ ٢٤٠)
[٦]. براي نمونه در سنن ترمذي و سنن ابنماجه، اعماال اين قواعد تا حدودي به چشم ميخورد.
[٧]. براي نمونه ر.ک: «روششناسي علامه محمدتقي شوشتري در نقد احاديث ساختگي»، (علوم حديث، ٢٢٠ ـ ٢٤٣)
[٨]. منظور فرزند شهيد ثاني در منتقي الجمان است.