علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٨٥ - احادیث مربوط به دوران شیردهی و تطبیق آن با علوم تجربی
در مسافرتي همراه پيامبر٦ بوديم و نزديك نماز عصر بود كه پيامبر اندكي تأخير كرد و ما شروع به وضو گرفتن نموديم، بر پاها مسح كشيديم كه پيامبر ندا زد: بر پشت پاهاي خود از آتش جهنم بترسيد.[١]
ابنعباس ميگويد:
پيامبر٦ وضو خود را به شستن دو پا ختم ميكرد.[٢]
شيخ بهايي در حل اين تعارض، بر اين عقيده است كه تأكيد و دستور پيامبر اسلام بر شستن پاها، نه از باب وضو، بلكه به دليل نجس بودن آنها بوده است. اعراب حجاز ـ كه بيشتر در بيانانها و صحراهاي گرم و خشك رفت و آمد داشتند ـ بيشتر اوقات پشت پاهايشان شكاف بر ميداشت (همانطور كه امروزه نيز احوال آنان چنين است) و كمتر دهانة زخمهاي پشت پا، از ته مانده خون پاك بود. در تاريخ، مشهور است كه آنان روي شكاف زخمها، بول ميكردند و ميپنداشتند كه بول شكاف زخم را بهبود ميبخشد. از اين رو، دستور اكيد پيامبر اسلام، بر شستن پاها، به هدف زدودن نجاست از پاها بوده است، نه از باب وجوب آن در وضو. شيخ بهايي، پس از ارائه اين تحليل تاريخي، اشاره ميكند كه در هيچ روايتي، از مسح پاها در وضو نهي نشده است و تنها بر شستن پاها تأكيد شده است و تخصيص شستن پشت پاها در روايات، و سكوت حضرت از مسح پاها پيش از شستن، مؤيد ديدگاه شيعه در مسأله وضو است[٣].
تقيه
شناخت احاديث تقيهاي، هماره جاي درنگ براي شيخ بهايي در مشرق الشمسين بوده است. او بارها صدور برخي از روايات متعارض را، به تقيه حمل كرده است؛[٤] نمونههاي ذيل به روشني گوياي نگره وي، در اين مسأله است.
وضو با باران
در مسأله جايگريني شسته شدن اعضا وضو با باران، به جاي وضو گرفتن با آب به طور طبيعي، روايت ذيل در برخي از مصادر حديثي گزارش شده است:
عن علي بن جعفر عن اخيه موسی٧ قال: سألته عن الرجل لايكون علی وضو فيصيبه المطر حتی يبتلّ رأسه و لحيته و جسده و يداه و رجلاه هل يجزيه ذلك من الوضو؟ قال: ان غسله فان ذلك يجزيه؛[٥]
علي بن جعفر از برادرش موسي٧ نقل ميكند: از موسي٧ پرسيدم درباره حكم مردي كه وضو ندارد و باران بر بدن او ميبارد به مقداري كه سَر، موهاي صورت، بدن، دو دست و دو پاي
[١]. همان، ص٢٧٨، و نمونه هاي ديگر: ص١٩٨، ص٢١٩، ص٢٣١، ص٢٥٥، ص٢٦٥، ص٢٧٢، ص٢٨٤ و ص٢٩٧.
[٢]. همان، ص٢٧٧ و ص٢٨٤.
[٣]. همان، ص٢٣٧.
[٤]. همان، ص٢٥٠ و ص٢٨٤.
[٥]. همان، ص٢٥١ و ص٢٥٢.