علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٢٨ - نقد و بررسی روایات هاروت و ماروت
اینک لازم است که نظر خود را درباره جایگاه سندی و متنی این روایات بیان نماییم.
اثبات ضعف سندی روایات هاروت و ماروت، بر اساس آنچه که در منابع روایی اهل سنت آمده، چندان دشوار نیست؛ زیرا چنان که در بررسی آراي مخالفان آوردیم، اکثریت قاطع محدثان و صاحبنظران محقق اهل سنت سند این روایات را دچار ارسال یا موقوف دانسته یا عموماً آن را جزو مجعولات و اسرايیلیات برشمردهاند؛ زیرا هیچ یک از روایات از پیامبر٦ نقل نشده و سند آن به کعبالاخبار میرسد که از او به عنوان قطب اصلی انتشار اسرايیلیات یاد میشود.[١]
روایات شیعه نیز، چنان که پیش از این گذشت، به دو دستهاند. با فرض صحت روایاتی که نسبت گناهان به دو فرشته الهی دادهاند، با روایات دیگری که به صراحت نسبت لغزش به فرشتگان را مردود دانستهاند، در تعارضاند. از آنجا که روایات دسته دوم به خاطر موافقت با قرآن دارای قوت متنیاند، بر روایات دسته نخست تقدم دارند. افزون بر آن، روایات دسته نخست، تنها در دو منبع تفسیری شیعه، یعنی تفسیر العیاشی و تفسیر القمی انعکاس یافته که اصالت و اعتبار هر دو کتاب مورد مناقشه است. از سوی دیگر، روایت عیاشی دچار ارسال سند است و در آن تنها نام محمد بن قیس، آخرین راوی از امام باقر٧ آمده است.[٢]
در سند روایت تفسیر قمی سه نفر واقع شدند که عبارتاند از:
١. حسن بن محبوب، او از جمله اصحاب اجماع است که وثاقت و اعتبارش قطعی است.[٣]
٢. علی بن رئاب، که او نیز از نگاه رجالیان به عنوان «ثقه و جلیل القدر» توثیق شده است.[٤]
٣. محمدبن قیس که او نیز مورد توثیق قرار گرفته است.[٥]
علی بن ابراهیم خود این روایت را به نقل از پدرش نقل کرده است. سند این روایت با این توصیف دارای صحت است. آنچه جای تردید دارد، صحت انتساب روایت به علی بن ابراهیم قمی یعنی صاحب تفسیر است.[٦] افزون بر آنکه، طبق مبانی مورد پذیرش صاحب نظران شیعه، هر روایت با فرض صحت سند در صورتی که متن آن مخالف با آیات قرآن یا ضروریات و براهین عقلی باشد، مردود است؛ زیرا چنان که قبلاً اشاره شد، آیات چندی در قرآن، به صراحت، بر عصمت فرشتگان تأکید دارند[٧] و طبق قاعدۀ ضرورت عرضه روایات بر قرآن، هر روایتی که مخالف قرآن باشد، باید کنار گذاشته شود و این نکتهای است که در روایات اهل بیت: مورد تءکید قرار گرفته است.[٨]
[١].تفسیر البیضاوی، ج١، ص
[٢]. بحار الانوار، ج١٥، ص٣١٠ ـ ٣١١.
[٣]. همان، ص٣١١.
[٤]. تفسیر الصافی، ج١، ص١٧٧.
[٥]. همان.
[٦]. همان، ص١٧٧.
[٧]. روح المعانی، ج١، ص٣٤٢.
[٨]. همان، ص٣٤١.