علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٤ - انگاره تكرار نزول آيه
لزومي دارد بپذيريم آيه يا سورهاي كه يك بار از سوي خداوند، لباس الفاظ پوشيده و وجود یافته و بر مردم قرائت شده و كاتبان وحي آن را نگاشتهاند، بار ديگر همين مراحل را بپيمايد و دوباره نازل شود؟ بدون آن که دوباره نوشته شود؟جالب این که در مصحف هیچ یک از صحابه آیاتی که ادعای تکرار نزول شده، دو بار نوشته نشده است. و از آنان در باره نزول مکرر چیزی نیامده است. گویا وجود امری اعتباری است و آنچه یکبار تحقق یافته، نبوده و دوباره موجود شود! به خصوص اینکه نزول وحي با سختي همراه بوده است.[١]
آيا نزول همه آيات الهي دليلي جز آگاهي مردم و جلب توجه ايشان در عمل به قرآن و در نتیجه، هدایت به سوي کمال و رشد بوده است. فرضیه نزول دوباره، این نتیجه را در برخواهد داشت که چه بسا آیات قرآنی را پیامبر٦ فراموش کند و یا به دلیل نداشتن درک صحیحی از آیات، نتواند در تبیین حادثه و مسألهای به آیات نازل شده تمسک کند، و هنگامی که واقعهای تکرار شود، نیاز به وحی دوباره جبرئیل در بیان مسأله داشته باشد. مهمترین دلیل راه یابی اعتقاد به تکرر نزول، نبود تحلیل درست از مضامین روایات سبب نزول است. اين فرض، نه ازهیچ یک از صحابه شنیده شده، و نه در میان متقدمان مطرح شده است. از اين رو، فضل عباس نوشته است:
قول به تكرر نزول از آراي نو پيـداست و در قرون متقـدم نبـوده است و در كلام مفسران متقدم دلالتي بر آن نيست؛ به عنوان مثال، ابن جرير طبري در تفسيرخود چيزي از تكرار نزول نگفته است.[٢]
متأخران در این که کدام آیات تکرار نزول داشتهاند، اختـلاف نـظر دارنـد؛ مثـلاً زركشـي آيه Gيسئـلونكعـنالروح.....F را جـزو مـوارد تكـرار نـزول دانستـه، امـا سيــوطي و دیگــران، نزول آن را به دلیل آن که در متن روایت، ابن مسعود شاهد عینی ماجرا بوده است، در مدينه ميدانند.[٣] نيز زرقاني،[٤] محمد محمد ابوشهبه،[٥] صبحي صالح،[٦] مناع القطان،[٧] و... قايل به مدني بودن اين آيه هستند و در مقابل، ابنجوزي،[٨] خازن[٩] و آلوسي[١٠] آيه را مكي دانستهاند و زركشي،[١١] ابن کثیر،[١٢] و ابن حجر
[١]. اسباب النزول وأثرها فی التفسیر، به نقل از اسباب النزول واثرها فی بیان النزول، ص١٣٨.
[٢]. الدر المنثور، ج١، ص١١٥.
[٣]. برای گزارشهایی در این باره را ر.ک: صحیح، البخاری، ج١، باب بدء الوحی، ص٢ ـ ٣؛ ج٤، ص٨٠؛ الإتقان، ج١، ص١٦٣؛ التبیان، ج٢، ص٧٢٠؛ مجمع البیان، ج٥، ص٣٧٨؛ روض الجنان، ج١٠، ص١٥١.
[٤]. اتقان البرهان، ص٣٠٧.
[٥]. الإتقان؛ لباب النقول، ص١٤٠.
[٦]. مناهل العرفان، ج١، ص١١٧ ـ ١١٨.
[٧]. المدخل لدراسة القرآن الکریم، ص١٤٦ـ ١٤٧.
[٨]. همان، ص١٤٥ ـ ١٤٦.
[٩]. مباحث فی علوم القرآن، ص٨٨ ـ ٨٩.
[١٠]. زاد المسیر، ج٥، ص٥٣.
[١١]. لباب التأویل، ج٤، ص١٢٧.
[١٢]. روح المعانی، ج١٥، ص٢.