علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٥ - رمزگشایی حدیثی علامه طباطبايی برای ورود به عالم ذر
گزارش علامه طباطبايی از اشکالات اين ديدگاه
ایشان شش اشکال بر این نظریه را از قول منکران عالم ذر نقل نموده است و همۀ آنها را از سوی طرفداران اين نظريه پاسخ میدهد.[١] البته خود ايشان اين پاسخها را قانعکننده نمیداند و در واقع، همه آنها را رد میکند؛ گرچه در لابهلای اين پاسخها، نقدهایی را هم آورده است. خلاصه اين اشکالات و پاسخ آنها عبارتاند از:
١. خداوند به اين ذريه يا عقل داده است يا عقل نداده. در صورت دوم، اين ذريه چگونه توحيد را فهميدند؟ در صورت اول، بايد هيچيک از افراد ذريهای ميثاق را فراموش نکنند و حال آنکه ما ـ که همان ذريه هستيم ـ جز همين خلقت دنيوی خود، چيزی از عالم ذر به خاطر نداريم.
پاسخ. گرچه موقف اين ميثاق و خصوصيات آن فراموش شده است، ولی مهم اصل ميثاق و معرفت به يگانگی خداوند است که فراموش نگرديده است.
ملاحظه. اين پاسخ تمام نيست، چون اشکالکننده معتقد است اصل ميثاق را فراموش کرديم، ولی در اين پاسخ آمده است که اصل ميثاق را به ياد داريم.
٢. لازمه وجود عالم ذر قبول تناسخ است؛ با اين توضيح که:
اگر عالم ذر حقيقت دارد، بايد حداقل يک نفر يافت شود که خاطرات آن عالم را به ياد داشته باشد؛ همچنان که در بهشت، خاطرات دنيايی افراد به يادشان میآيد: Gقَالَ قَائِلٌ مِّنْهُمْ إِنِّي كَانَ لِي قَرِينٌF[٢] و نظير آن در دوزخ هم اتفاق میافتد: Gوَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَى رِجَالاً كُنَّا نَعُدُّهُم مِنَ الْأَشْرَارِF.[٣]
اگر جايز باشد که چنين جمعيت بیشماری خاطره خود را فراموش کنند، چرا جايز نباشد بگوییم خداوند در روزگار گذشته مردم را مکلف به تکاليفی کرده و پس از مرگ دوباره ايشان را زنده کرد تا جزا و پاداش آن روزشان را بدهد و مردم آن زندگی اول خود را فراموش کرده و اين زندگی ـ که دارند ـ ، زندگی دوم ايشان است. خلاصه، لازمه اين حرف، درستیگفتار طرفداران تناسخ است که میگويند: معاد عبارت است از بيرون شدن جان از کالبد يک انسان و حلول او در يک کالبد ديگر و کيفر و پاداش ديدن در اين کالبد.
پاسخ. اولاً، امتناعی ندارد که گروه بیشمار ذريه عالم ذر را فراموش کنند؛ علاوه بر اينکه اصل ميثاق ـ که همان معرفت به ربوبيت پروردگار است ـ فراموش نشده و نمیشود و ياد داشتن همين مقدار از آن خاطرات برای تماميت حجت کافی است.
ثانياً، مسأله مورد بحث رابطهای با تناسخ ندارد و نمیتوان از اين راه به اثبات يا ابطال تناسخ پرداخت.
٣. مدلول روايات با مدلول آيه منافات دارد؛ در آية ميثاق، سخن از «بنی آدم» و ذريّه اوست، ولی در روايات، ميثاق از «آدم» و ذريّۀ او گرفته شده است و از همين جهت، بعضی از مفسران ناچار شدهاند
[١]. ر.ك: میزانالمطالب، مقام سوم و تنبیهات حولالمبدء و المعاد.
[٢].المیزان، ج٨، ص٣١١ ـ ٣١٤.
[٣]. سورة صافات، آيه ٥١.