علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٢٨ - ديدگاههاي استاد محمد باقر بهبودي در گزينش احاديث صحيح
و شاغل در اروپا و امريكا نيز قرار گرفت. مختار جبلي با استناد به نسخههاي خطي فراوان و پژوهشهای واگليري، کوشیده ايرادات خاورشناساني چون كرنكو، دوسلان و گلدتسهير را پاسخ گويد.[١] بدين قرار، جبلي طي بحثي مفصل، با نقل از ادباي عرب و محققاني چون واگليري و نیز بررسي كامل سلسله ناقلان، بخش عمده كتاب را متعلق به امام علي٧ ميداند.[٢] حتي محققان مسلمان به تحليل دروني، بيروني، زباني و محتوايي فقراتي از نهجالبلاغه و تطبيق آن با ديگر متون نیز پرداختهاند؛[٣] براي نمونه، وداد القاضي،[٤] استاد كنوني دانشگاه شيكاگو، با نقد آرای محققاني چون گوستاو رشر[٥] و جرارد سالينگر،[٦] و پس از بررسي دقيق كتاب «الجهاد» دعائم الاسلام قاضي نعمان (نوشته در حدود ٣٤٧ق) نتيجه ميگيرد كه در مطاوي كتاب«الجهاد» عهدي بيست صفحهاي وجود دارد كه در سبك نگارش آن با دعائم الاسلام متفاوت است.[٧] وي در اثبات مدعاي خويش مبني بر انتساب اين عهد به قاضي افلح بن هارون، و نه قاضي نعمان، به بررسي اسناد نهجالبلاغه ميپردازد و پس از مقايسه عهد قاضي افلح با عهد اميرالمومنين به مالك اشتر، به اين نتيجه ميرسد كه نهجالبلاغه، بويژه عهد نامه مالك اشتر، اصيل بوده و عهد قاضي افلح به تأثير از آن نگاشته شده است.[٨]
طاهره قطب الدين (استاد حال حاضر دانشگاه شيكاگو و شيعه هندي الاصل كه اكنون به يكي از نمادهاي پژوهشي در باب نهجالبلاغه تبديل شده است) با تأثير از آرای واگليري، جبلي و قاضي، عميقاً معتقد است نهجالبلاغه اصيل بوده و مدوِّّن آن شريف رضي است.[٩] قطب الدين با تحليل آثار متقدمي چون الفهرست ابن نديم، رجال النجاشي و امثال آن، کتاب را مشتمل بر ٢٣٨ خطبه، ٧٨ نامه، ٤٧٣ حكمت و ٩ غريب كلام در موضوعات گوناگون ميداند.[١٠]. او كه از ويژگيهاي سبكي و تأثير فراوان نهجالبلاغه بر ادب عربي و اسلامي با شگفتي فراوان سخن ميراند،[١١] گفتمان جديد درباره اصالت نهجالبلاغه را به شقوقی تقسيم ميكند كه بنا بر آن شيعه، تمامی قسمتهاي آن را اصيل دانسته و ميداند؛[١٢] چنان كه اهل تسنن عمدتاً آن را مورد ترديد و تشكيك قرار ميدهند.[١٣] وي اذعان ميدارد شريف رضي، به دليل شهرت فراوان اسناد و مدارك نهجالبلاغه، از ذکر آنها خودداری کرده است و همين مطلب باعث طعن افرادي چون ابن خلّكان بر او شده است.[١٤]
از آنجا كه محققان غربي عمدتاً شيعه را از دريچه منابع اهل سنت شناختهاند،[١٥] قطب الدين با رد و سست خواندن استدلالهاي اهل سنت (چون موضع تند نهج نسبت به صحابه، وجود برخي واژگان
[١]. “Sul “Nahj al – Balagha” e sul suo compilatore as – sarif ar RadI” , PP, ١٦,٢٤ , ٤٦, CF. “ Ali b. Abi Talib” in EI٢.
[٢]. Ibid , PP.٨-١٠.
[٣].Ibid, PP. ٤, ١٨, ٢٤.
[٤]. A guide to Ismaili literature, Ivanow, London, ١٩٣٣, p.٨٣.
[٥]. “Sul “Nahj al – Balagha” e sul suo compilatore as – sarif ar Radi” PP.١٤,١٨,٢٤.
[٦]. C.E. Bosworth.
[٧]. The Encyclopedia of Arabic literature.
[٨]. “Nahj al – Balagha (The Way of Eloquence) “.
[٩]. Ibid.
[١٠]. Ibid.
[١١]. Ibid.
[١٢]. Ibid.
[١٣]. Ibid؛ نیز برای فهرستی کاملتر از پژوهشهای غربیان و تحقیقات صورت گرفته در غرب باب نهجالبلاغه، ر.ک:
“Ali ibn Abi talib” in Dictionary of literary Biography, Vol ٣١١, P.٧٩.
[١٤]. ر.ك: استناد نهج البلاغه.
[١٥]. ر.ك: مصادر نهج البلاغه و اسانيده.