علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٤٢ - کارکردهای نقل روایات اهلسنّت در منابع شیعی
٩. حل تعارض میان اخبار
در میان اخبار و احادیث، روایاتی وجود دارد که مضمون آنها با یکدیگر ناهماهنگ و ناسازگار بوده و در تعارض است. اندیشوران مسلمان، از گذشته، متوجه این گونه روایات بودهاند و راههای متعددی را برای رفع آن بیان کردهاند. بیتردید، امروزه نیز در میان کتابها و جوامع حدیثی، اخبار متعددی وجود دارد که ظاهراً با یکدیگر در تعارضاند. دانسته است که معصومان: هیچگاه سخنی دوگانه بر زبان جاری نساختهاند، بلکه هر آنچه گفتهاند، در یک مسیر و یک جهت بوده است. وجود روایات متعارض اسباب متعددی دارد که این نوشتار جای بحث از آنها نیست. در اینجا تنها مواردی از روایات متعارض در باب تفسیر ذکر شده و به بهرهگیری مفسّران شیعی از روایات اهلسنّت برای رفع تعارض اشاره میشود.
به عنوان نمونه، میتوان به روایات نقل شده در موضوع «سلام کردن بر نمازگزار» اشاره کرد. فقیهان و مفسّران شیعی ذیل آیۀ ٨٦ سورۀ نساء از جواز سلام کردن به کسی که در حال نماز است سخن گفتهاند. در این باره دو گونه روایت از ائمه: نقل شده است. یکی از این دو روایت، بر حرمت دلالت داشته و امام باقر٧ فرزند خود را از آن نهی کرده است:
حسین بن علوان، از جعفر بن محمد٧ نقل کند که گفت: از پدرم شنیدم که گفت: چون وارد مسجد الحرام شدی و مردم در حال نماز بودند، بر ایشان سلام نکن و [تنها] به پیامبر٦ درود فرست و سپس آهنگ نماز کن، اما هرگاه بر گروهی که نشسته و مشغول گفت و گو هستند، وارد شدی، سلام کن.[١]
حدیث دیگری نیز از آن حضرت نقل شده است که در آن سلام کردن بر نمازگزار جایز دانسته شده است. شهید اول در کتاب خود از بزنطی روایت کند که امام باقر٧ فرمود:
هنگامی که وارد مسجد شدی و مردم در حال نماز بودند، بر ایشان سلام کن، و اگر [تو در نماز بودی و] بر تو سلام شد، پاسخ ده. من خود نیز چنین کنم و عمار بن یاسر بر پیامبر ـ که در حال نماز بود ـ گذر کرد و به ایشان عرضه کرد: «السلام علیک یا رسول الله و رحمة الله و برکاته»، پیامبر نیز سلام او را پاسخ گفت.[٢]
دیدگاه عالمان شیعی در این باره مختلف است. بسیاری همچون شهید اول،[٣] محقق کرکی،[٤] محقق اردبیلی،[٥] محقّق بحرانی،[٦] روایت بزنطی را اخذ کرده و حکم به جواز سلام بر نمازگزار دادهاند، اما آیة الله خويي، با ضعیف السند خواندن طریق شهید اول به کتاب بزنطی و همچنین عدم امکان روایت او از امام باقر٧،[٧] حدیث نخست را بدون معارض دانسته و مقتضای ظاهر روایت را حرمت دانسته، لکن
[١]. همان، ص٦٦.
[٢]. مسند احمد، ج٤، ص٣٧٧؛ سنن الترمذي، ج٤، ص٢٧٩، ح ٤٠٥٠؛ فقه القرآن، ج١، ص٢٠٣.
[٣]. تفسیر نمونه، ج١، ص٦٥٣ و ٦٥٤.
[٤]. مجمع البیان، ج٢، ص٥٠٥؛ الجديد في تفسير القرآن المجيد، ج١، ص٢٢٣.
[٥]. آلاء الرحمن، ج١، ص٢٠٣.
[٦]. مجمع البیان، ج١٠، ص٣٩. برای نمونههای دیگر در تبیین آیه با استفاده ار روایات اهل سنت ر.ك: التبیان، ج٢، ص٤٤٥، ٥٤٥؛ ج٣، ص٤٥، ٦٤؛ ج٧، ص٣٥١؛ مجمع البیان، ج٢، ص١٨٥؛ ج٣، ص٢٦.
[٧]. وسائل الشیعة، ج٧، ص٢٧٠، ح ٩٣١٠.