علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٢٥ - ديدگاههاي استاد محمد باقر بهبودي در گزينش احاديث صحيح
از آن اشاره ميكند و از اقدام فخرالدوله علي بن حسين، وزير سلاجقه روم (وزير غياث الدين
کیخسرو سوم) در حك برخي كلمات حضرت بر ديوارهاي گوك مدرسه[١] در سيواس آناتولی
(سال٦٧٠ ق) ياد كرده، خود به نقل و بررسي آن ديوارنوشتهها ميپردازد.[٢] با اين همه، او نيز نسبت
به امثال گلدتسهير و بروكلمان راهي به پیش نميگشايد و نسبت جعلي و بدون تاريخ بودن كلمات (و اشعار) علي٧ را تكرار ميكند.[٣] ديگر هموطن او، رژي بلاشر با احتياط كمتري و با ارجاع به اثر ج. سلطانِ[٤] مسلمان، در کتاب تاريخ ادبيات عرب خود، ضمن بحث از فن خطبه در ادبيات منثور عربي،[٥] از خطبههاي خطيبترين خليفه راشد، علي٧ و گرد آوري آنها در نهجالبلاغه سخن ميگويد.[٦] از نظر بلاشر، تکامل فن خطبه تحت تأثیر دین اسلام بوده است[٧]. اما او نيز از خطب نهجالبلاغه، با صفت«منسوب» ياد ميكند[٨]. ديگر مورخ فرانسوي نویس ادبِ عربي، م عبدالجليل، نيز كه تاريخ ادبيات عرب او به سال ١٩٤٣م، در پاريس منتشر شد، در ابتدا نسبت به نثرهاي منسوب به صدر اسلام ترديد کرده[٩] نوشته است:
شايسته است در مجموعه آثار ادبي منسوب به علي٧ بيشتر دقت كنيم؛[١٠]
چنان كه وی ديوان حضرت را پرحجم و سخت مظنون خوانده، نهجالبلاغه را نيز حداكثر منسوب به علي٧ مينامد.[١١] با اين حال، در ادامه مباحث عبدالجليل، به تمایزاتی نسبت به پژوهشهاي جاري خاورشناسان نيز بر میخوريم كه به احتمال، در اثر مسلمان بودن و يا آشنا بودن وي با اسلام رخ داده است. تفاوت نخست، آن است كه او بر خلاف عرف و عادت غربيان به تجزيه و تحليل محتواي نهجالبلاغه ميپردازد[١٢] و در گام دوم نيز تصريح ميكند كه هيچ دليل قاطعي بر ناصحیح بودن کل مجموعه نهجالبلاغه در دست نیست[١٣] و این مطلبی است که تا پیش از او هیچ خاورشناسی آن را طرح نکرده بود. حتي عبدالجليل به نوعي روش تحقيق درباره اصالت نهجالبلاغه را نيز به خوانندگان و نسلهاي بعد عرضه ميدارد كه:
شايد از طريق پژوهشي دقيق امكان شناخت ناسره كتاب را بازيابيم و متون صحيح و كهني را ـ كه با زباني پر استعاره و پر توان، ويژگيهاي پيچيده و دردناك حيات علي٧ را نمايش میدهد ـ استخراج كنيم.[١٤]
[١]. Apophtegms of alee etc, Edinburgو ١٨٣٢.
[٢]. Abhandel. Z. Arab. Philogie, I. Goldziher, II, ٢,٩ ,١٠, ٥١-٥٣, ٢٠٨ ,Zdmel, ٧٧٧, N. ٢.
[٣]. Gesch. Des, Qurُans (٢ed)و P.١٩.
[٤]. Art “al- RadI” , by Kronkow, in EI١, P.٣٤١.
[٥]. درباره تأثير اين خاورشناسان بر جريان خاورشناسي، ر.ك: فرهنگ کامل خاورشناسان، ص٣٢٨ ـ ٣٢٩ و ٤١٩.
[٦]. “Nahdj al – Balagha” in EI٢.
[٧]. Ibid.
[٨]. تاریخ الأدب العربی، الجزء الأول، ص١٨٣.
[٩]. شیعه پژوهی و شیعه پژوهان انگلیسی زبان، ص٣٥ـ٣٦.
[١٠]. تاریخ الأدب العربی، الجزء الأول، ص١٨٣.
[١١]. همان، ص١٧٩ـ١٨٣.
[١٢]. Cl. Huart.
[١٣]. R. Blachere.
[١٤]. Gibb.