علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٩١ - اعتبار دعاهای ابن طاووس از نگاه او
ميرزا حسين نوری[١] متذکر شده مشايخ ابن طاووس ـ که وی از آنها در تألیفات و اجازاتش نام برده و طريق او در اسناد روايات و کتب پيشينيان بوده است ـ به ده نفر بالغ میشود. محدث ياد شده از پدر ابن طاووس در شمار اين عده ياد نکرده است. سه نفر از اين ده نفر در کتابهای ابن طاووس ذکر نشدهاند و ميرزا حسين نوری آنها را از اربعين شهيد آورده است. اين افراد عبارتاند از: صفي الدين محمد بن معد موسوي ـ که از مشايخ پدر علامة حلی بود ـ سديد الدين سالم بن محفوظ بن عزيزة بن وشاح سوراوي حلي، أبو حامد محي الدين محمد بن عبد الله بن زهرة حسيني اسحاقي، پسر برادر ابن زهرة حلبي صاحب الغنية.
ابن طاووس در مواردی که کم نيز نيست، به صحت سند و قابل اعتماد بودن رجال آن تصريح کرده است. از جملة اين موارد، دو مورد زير شايان ذکر است:
روينا ذلک بالاسانيد الصحيحة و الروايات الصريحة الی ابی مفضل محمد بن مطلب شيبانی.
رويناه بالطرق الواضحة عن ذوی المهم الصالحة لاحاجة الی ذکر اسمائهم لان المقصود ذکر کلامهم.[٢]
توثيق راويان و محدثان
ابن طاووس از دو کار ويژه رجال شناسی با عنوان جرح و تعديل بر تعديل تکيه کرده و گاه به جرح پرداخته است. او در اقبال الاعمال، پس از اشاره به دو اصل که باید در آثارش مراعات نمايد، به دليل نگاه نايکسان، به جرح و تعديل پرداخته است. آن دو قاعده يکی ذکر الفاظ حديث است که آن را به مراعات احتياط در عمل و مراقبت و رصد مالک الاسباب گره زده است. ديگری تلاش در تأویل نزديکتر به صواب در جمع ميان روايات متخالف است. اما آن قاعده رجالی اين است که اگر چه راويان، از جهت عدالت و جرح تفاوت دارند، وی به موارد جرح نمیپردازد؛ چه، به نظر او، آن مصداق غيبت کردن است که بايد از آن دوری جست.[٣] ابن طاووس در مدح راويان، با استناد به کتابهای رجالی پيشين، بويژه الفهرست و الرجال شيخ طوسی و الفهرست نجاشی و گاه، با استناد به قراين ديگر، اعم از روايی و غير روايي ـ که جنبة اجتهادی دارد ـ ايفای نقش میکند. او از اين طريق، بيش از هشتاد راوی را تعديل کرده است. برخی از اين رجال را ديگران جرح کردهاند.
تعابيری که ابن طاووس در توثيق و مدح به کار برده و از جهت ميزان دلالت میتواند متفاوت باشد، به قرار زير است: فاضل، عالم، عبارات ناظر به ترحم (رضی الله، رحمة الله، تغمّده الله برضوانه، قدّس الله روحه و نوّر ضريحه، تلقاه الله جل جلاله ببلوغ الامال)، معتمد عليه، ثقة، عدل، عين، شريف، زکی، فقيه، زکاه اصحابنا و اثنوا عليه، سيدنا، صدوق، متفق علی امانته، عديم النظير، جليل القدر، واسع الرواية، عظيم
[١]. اليقين، ص١٨٣ و ص٢٣٦.
[٢]. همان، ص١٨٣.
[٣]. فتح الابواب، ص٦٥.