علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١١٢ - کارکردهای نقل روایات اهلسنّت در منابع شیعی
شیخ حر عاملی این حدیث را پذیرفته و عمل به روایات اهلسنّت از امام علی٧ را در صورتی که نصّی از شیعه موجود نباشد، جایز دانسته است.[١] محقق نراقی (م ١٢٤٤ق) نیز نظیر آنچه شیخ حر عاملی بیان داشته، اعتقاد دارد. وی ذیل این روایت مینویسد:
این حدیث بر وجوب پیروی از روایات ائمه: ـ که حکمی در آن آمده است ـ دلالت دارد، بلکه وجوب پیروی از احادیث اهلسنّت از امام علی٧ را در صورتی که حدیثی از ائمه: در آن موضوع نیامده باشد، افاده میکند.[٢]
شیخ انصاری بر این باور است که این حدیث به اخذ روایات اهلسنّت، در صورت عدم وجود معارض در روایات شیعی، دلالت دارد.[٣] ایشان همچنین با توجه به همین حدیث، به دو روایت منقول از امام علی٧ از طریق اهلسنّت عمل کرده و عامی بودن حدیث را موجب قدح آن ندانسته است.[٤] آیة الله خويي نیز مینویسد که مقصود شیخ طوسی از استشهاد به حدیث امام صادق٧ جواز عمل به اخبار راویان عامی مذهبِ مورد اعتماد است.[٥]
حدیث دیگری که در جواز عمل به روایات اهلسنّت میتوان به آن استناد جست، سخن امام باقر و یا امام صادق٨ خطاب به ابوبصیر است.
أبوبصیر از امام باقر٧ یا امام صادق٧ روایت کند: سخنی را که راوی مرجئی و یا قدری و یا حروری مذهب به ما نسبت میدهد، تکذیب نکنید؛ چرا که نمیدانید، شاید آن کلام حق بوده و با تکذیب آن، خداوند در فراز عرش تکذیب گردد.[٦]
یکی از اندیشوران معاصر، با استناد به حدیث منقول از ابوبصیر، بر این باور است که هیچ یک از امامان معصوم: به اجتناب از روایات غیر شیعی دستور ندادهاند.[٧] بر این اساس، شاید بتوان گفت که این حدیث بر جواز استناد به روایات اهلسنّت از ائمۀ شیعه دلالت دارد.
یکی از نمونههای بارزِ نقلِ روایاتِ اهلبیت توسط راویان سایر مذاهب و غیر امامیه، حدیثی است که شیخ صدوق از علی بن محمد بن جهم دربارۀ محاجّه و مذاکرۀ امام رضا٧ و مأمون خلیفۀ عباسی، و سخنان امام٧ در شأن و مدح اهلبیت رسول خدا٦ نقل کرده است. شیخ صدوق دربارۀ حدیث و راوی آن علی بن محمد مینویسد که نقل حدیث از طریق علی بن جهم به سبب دشمنی و بغضی که نسبت به اهلبیت دارد، بسیار عجیب است.[٨]
[١]. بصائر الدرجات، ص٣٨٣، ح ٢. شیخ مفید این روایت را به نقل از یعقوب بن یزید و محمد بن عیسی بن عبید یقطینی از زیاد بن مروان قندی نقل میکند ( الإختصاص، ص٣٠٨).
[٢]. بصائر الدرجات، ص٣٨٤، ح ١١؛ الإختصاص، ص٣٠٨.
[٣]. دربارۀ حال رجالی زنجیرۀ اسناد روایت باید اشاره کرد که یعقوب بن یزید، همان یعقوب بن یزید أنباری، استاد علی بن ابراهیم قمی است. وی از شاگردان امام هادی٧ و ثقه است (معجم رجال الحدیث، ج٢١، ص١٥٦، ش ١٣٧٧٨). محمد بن ابیعمیر نیز از راویان بزرگ و جلیل القدر شیعه است (همان، ج١٥، ص٢٧٨، ش ١٠٠٣٦). هشام بن سالم جوالیقی نیز از بزرگان روات و از شاگردان امام صادق و امام کاظم٨ است که توثیق وی از سوی رجالیان غیر قابل خدشه است (همان، ج٢٠، ص٣٢٤، ش ١٣٣٦١). محمد بن مسلم بن ریاح نیز از جمله راویان بزرگ و در زمرۀ فقیهان ایشان است که وی را معتمدترین مردم توصیف کردهاند. او از شاگردان صادقین٨ است (همان، ج١٨، ص٢٦٠، ش ١١٨٠٧)
[٤]. بحار الأنوار، ج٢، ص٢١٦، ذیل ح ٨.
[٥]. ر.ك: بصائر الدرجات، ص٣٨٢- ٣٨٥، «باب ما جاء عن الأئمة من أحادیث رسول الله التی صارت إلى العامة و ما خصوا به من دونهم»؛ الإختصاص، ص٣٠٧- ٣٠٩.
[٦]. العدة، ج١، ص١٤٩. شیخ حر عاملی نیز این حدیث را از کتاب العدة شیخ طوسی نقل میکند (وسائل الشیعة، ج٢٧، ص٩١، ح ٣٣٢٩٢).
[٧]. الفصول المهمة فی أصول الأئمة، ج١، ص٥٧٤.
[٨]. عوائد الأیام، ص٤٤٢.