علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٤٣ - جلوههایی از آیین سخنوری در دُستور سخن
الهجر و في جانب القطيعة»، و نمیگویند: «في جانب الوصل و في جانب المصافاة»، بدین خاطر که وضع اوّلی لفظ «جنب» برای مباعدة و نشان دادن دوری است، و از گفتار ایشان است: الجار الجنب ـ که همسایهای را گویند که از بیگانگان باشد ـ گفته میشود: «جنبت الرجل و أجنبته و تجنبته و تجانبته»، همه به یک معناست، و «رجل أجنبي و أجنب و جنب و جانب» نیز دارای معنا واحدند.[١]
ج. شارح در بیان این جمله از حضرت: «وأطؤوكم إثخان الجراحة، طعناً في عيونكم، وحزّا في حلوقكم، ودقّا لمناخركم»،[٢] به فصاحت امام در واژهگزینی اشاره میکند، و میگوید:
و اعلم أنه لمّا ذكر الطعن نسبه إلى العيون، و لمّا ذكر الحزّ و هو الذبح نسبه إلى الحلوق، و لمّا ذكر الدقّ و هو الصدم الشديد أضافه إلى المناخر، و هذا من صناعة الخطابة...[٣]
تصرف لفظی و معنوی ادیب در واژگان
مقصود از تصرف ادیب در واژگان هنر نمایی اوست در گزینش و چینش کلمات متناسب در کنار هم، و تبدیلاتی که در لفظ برای رساندن بهتر معنایی یا دادن نوعی آرایش زیبای واژگانی به کلام بدان دست میزند، و بیشتر آن به صناعات ادبی، بویژه بدیع و محسنات لفظی و معنوی بازمیگردد. ما در این مجال اندک برخی از بسیار این موارد را یادآور خواهیم شد:
١. عدم تکلف و تصنع
بهتر است پیش از همه، نمونهای برای عدم تکلف و تصنع در نهج البلاغه بیاوریم، شارح در شرح این حکمت امام: «اتقوا الله تقاة من شمّر تجريداً، و جدّ تشميراً»، نكته ای بلاغی میآورد، و از پس آن، عدم تکلف و تصنع متن ادبی را مهمتر از دارا بودن انواع بدیعی و بلکه پیشنیاز آن میخواند. وی میگوید:
لو قال: وجرّد تشميراً، لكان قد أتى بنوع من أنواع البديع، لكنه لم يحفل بذلك، و جرى على مقتضى طبعه من البلاغة الخالية من التكلف و التصنع، على أن ذلك قد رُويَ و المشهور ارواية الأولى.[٤]
و بدین ترتیب، بلاغت تصنعی و با تکلف را مردود میداند، و این در هنگامی که شارح به مقایسه و مفاضله میان خطب حضرت و خطب خطبای بزرگ عرب مینشیند، آشکار میشود.
٢. موازنه بین واژگان و سجع کلام
موازنه آرایش لفظی سخن است، و در علم بدیع آن است که دو فاصله[٥] در وزن و نه در قافیه مساوی باشند؛[٦]مثل آیه کریمه Gوَنَـمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ * وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌF.[٧] و[٨] موازنه در سخن فصیح جایگاه مهمی دارد،
[١]. همان، ص٢١٩.
[٢]. نهج البلاغه، نامه ٧.
[٣]. نهج البلاغه، ترجمه دکتر سید محمد مهدی جعفری، ص٣٣٧.
[٤]. ر.ك: شرح نهج البلاغه، ج١٤، نامه٧، ص٣٥.
[٥]. مزیت نامی است که بلاغت عربی بر نوآوری و ابداع فنی اطلاق کرده است، گاه نیز کلمه فضیلت را جایگزین آن در کاربرد میسازند، البته مقصود از آن لزوماً خلق و آفرینش چیزی از نو نیست، بلکه پیشی جستن از دیگران است. چنان که این دو واژه نیز در لغت به معنای تفوق و پیش افتادن است. ر.ك: اعجاز القرآن و اثره فی تطور النقد الادبی، ص٩.
[٦]. المغنی فی أبواب التوحید و العدل، ج١٦، ص١٩٩.
[٧]. دلائل الاعجاز، ص٥١.
[٨]. نهج البلاغه، خ١٩٠.