علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٠٢ - ديدگاههاي استاد محمد باقر بهبودي در گزينش احاديث صحيح
ابوعبدالله پردهاي را که بين آن اتاق و اتاق ديگر بود، بالا زد و به آن اتاق سرک کشيد و بعد گفت: هرچه ميخواهي بپرس که کسي اين جا نيست.[١]
بهبودي با توجه به چنين شواهدي اتهام جعل را قويتر ميبيند.
٥. توجه به ناسازگاري متن روايت با تاريخ و فرهنگ زمان صدور
برخي از روايتها را با توجه به فرهنگ مردم در آن تاريخ مورد نقد قرار ميدهد؛[٢] مثلاً روايتي را که از پيامبر٦ نقل شده ميآورد که فرمود هر که به خدا و روز قيامت ايمان بياورد، بدون لنگ به حمام وارد نميشود و همسرش را به حمام نميفرستد.[٣] بهبودي به طرز استفاده از حمام يا مستراح در آن زمان اشاره ميکند تا نشان دهد متن حديث مورد نظر، با فرهنگ و روش مردم آن عصر انطباق ندارد؛ مانند اينکه در آن زمان، در عهد رسول خدا در مدينه و مکه حمام نبود و مردم براي رفع حاجت به پشتبامها، پشت درخت، کنار ديوار، درّهها، خرابهها يا نخلستانهاي متروکه ميرفتند. بنابراین، راوي نميتواند اين مطالب را از زبان رسول خدا نقل کند؛ گرچه که اين اعمال در سالهاي بعد اتفاق افتاده باشد، ولي آن حديث ـ که مطلب را از زبان رسول بيان ميکند.[٤] ساختگي است. در بعضي از اين دست روايات، از تعابيري چون کراييس و مراحيض استفاده شده که به گفته بهبودي، آثار تمدن مصر و شام است که با فتح آن در زمانهاي بعد به عربستان راه يافت. از اين رو، قبول اين روايات به نقل از رسول خدا با شواهد تاريخي انطباق ندارد.[٥]
٦. عليل دانستن متني که راوي به سود خود نقل کرده است
به عقيده بهبودي، اگر راوي متني را به سود خود روايت کند، آن متن را بايد عليل شمرد؛ خواه متضمن سود معنوي، تمجيد و تقديس او باشد ـ که اين گونه احاديث بر اعتبار راوي نميافزايد ـ و خواه سود دنيوي او را تضمين کند يا سوء استفاده او را مباح و روا اعلام کند. در اين باره روايتهاي زيادي را مورد بررسي قرار داده که بسياري از آنها علاوه بر تأمين منفعت مادي يا معنوي براي فرد راوي، با موازين شرعي اسلام و حتي با نصّ صريح قرآن مخالف است؛[٦] براي نمونه در روايتي به نقل از عبداللهبنميمون از امام باقر٧ آمده است که امام از او سؤال کرد چند بار به مکه رفتهاي و او گفت چهار بار. ابنميمون ميگويد که ابوجعفر فرمود: تو نوري در تاريکيهاي زمين هستي.[٧]
توجه به معاريض حديث
يکي از برجستهترين روشهاي استاد بهبودي ـ که نشانه تفطن او در امر تشخيص حديث است ـ توجه به تعريض در حديث است. تعريف او از معاريض چنين است:
[١]. توضيح آن ميآيد.
[٢]. براي شناخت حديث معلل و دريافت علل ناپيدا، موازيني هم ارائه کردهاند؛ از جمله تفرّد راوي. به اين معنا که تنها يک نفر سندي ارائه دهد که همدرسان او ارائه نکردهاند و يا متني را روايت نمايد که ساير همگنان او روايت نکردهاند و يا ديگران همان متن و سند را به گونهاي ديگر در اصل خودضبط کردهاند و يا چون وارسي شود، معلوم گردد که سند موصول، ارسال دارد و يا حديث موقوف در قالب حديث مرفوع آمده است و يا متن حديث با يک متن ديگر خلط شده است و يا آن که راوي در نقل به معنا دچار توهم و تحريف گشته است. (بهبودي، علل الحديث، ص١ و ٢، به نقل از شرح دراية شهيد ثاني)
[٣]. همان.
[٤]. همان، ص٣ ـ ٥. براي نمونه وي درباره سند روايتي که در آن آمده است: «عن ابنمسکان عن أبيبصير قال: قُبض موسيبنجعفر٧...»، ميگويد: در حالي که ابنمسکان خود قبل از موسيبنجعفر فوت کرده است و ابوبصير در ١٥٠ ق، وفات يافته و عهد امام کاظم٧ را درک نکرده است تا چه رسد به سال وفات امام کاظم٧ يعني ١٨٣ ق. هم چنين، در حديثي عبداللهبنجبله کناني مستقيماً از امام صادق روايت ميکند، در حالي که بهبودي ميگويد: امام صادق در ١٤٨ق، رحلت کرده و عبدالله در ٢١٩ق، که فاصله اين دو تاريخ ٧١ سال است و چون وي نه در شمار معمرين ذکر شده و نه در شمار اصحاب امام صادق٧، پس نميتوانسته مستقيماً از او نقل کند.
[٥]. بهبودي توجه دارد که اگر اين نوع ارسال از طرف مشايخ ثقه حاصل شود، تا حدّي قابل اعتماد است، ولي در بسياري از موارد ديده ميشود که اين روايتها با کثرت وافري از سوي افراد بسيار ضعيف نقل مي شود. به اين ترتيب، با وجود وثاقت شخصي راوي، به مرسلات او اعتماد نميکند.
[٦]. شرح مفصل اين مطلب را در فصلنامه فقه مندرج کرده است. با رجوع به اين مقاله، معلوم ميشود که بهبودي با توجه به اينکه در الفهرست ابنالنجاشي آمده است که حسنبنمحبوب در ٢٢٤ق، وفات يافت، در حالي که هفتاد و پنج سال داشت، نتيجه گرفته است که وي حدود ١٤٩ق، به دنيا آمده است (ر.ک: «حسنبنمحبوب کوفي»، ص٤١١)
[٧]. علل الحديث، ص٧ ـ ٨.