علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٢١ - نقد و بررسی روایات هاروت و ماروت
و قد روي في قصة هاروت و ماروت عن جماعة من التابعين كمجاهد و السدي و الحسن البصري و قتادة وأبي العالية و الزهري و الربيع بن أنس و مقاتل بن حيان و غيرهم وقصها خلق من المفسرين من المتقدمين والمتأخرين و حاصلها راجع في تفصيلها إلى أخبار بني إسرائيل؛ إذ ليس فيها حديث مرفوع صحيح متصل الاسناد إلى الصادق المصدوق المعصوم الذي لا ينطق عن الهوى، و ظاهر سياق القرآن إجمال القصة من غير بسط و لا إطناب فيها فنحن نؤمن بما ورد في القرآن على ما أراده الله تعالى و الله أعلم بحقيقة الحال.[١]
ابنکثیر در تاریخ خود نیز روایات هاروت و ماروت را منسوب به کعبالاحبار و جزو روایات بنیاسرايیل معرفی کرده است.[٢]
ثعالبی تمام روایات هاروت و ماروت را ضعیف میداند و میگوید هیچ روایت صحیح یا ضعیفی از پیامبر٦ در این باره نقل نشده است. نيز محتوای آن با عقل قابل پذیرش نیست و تمام این روایات از کتب و افترائات یهود برگرفته شده است.[٣]
ابنجوزی نیز حدیث هاروت و ماروت را جزو احادیث مجعول دانسته و شماری از راویان آن را با استناد به منابع رجالی مجهول الحال و ضعیف معرفی کرده است.[٤] او در جای دیگر نیز این دست از روایات را به دور از صحت دانسته است.[٥]
ابنحجر حدیث «اتقوا الدنیا فلهی أسحر من هاروت و ماروت» را منکر و فاقد اصالت دانسته است.[٦]
قاضی عیاض، ضمن تأکید بر لزوم عصمت فرشتگان، معتقد است که هیچ روایت سقیم یا صحیحی
از پیامبر٦ درباره قصه هاروت و ماروت نرسیده، و روایات نقل شده از کتب و دروغهای یهود انتشار یافته است.[٧]
صالحی شامی میگوید:
و ائمة النقل لم یصححوا هذه القصة و لا اثبتوا روایتها عن علی و ابن عباس.[٨]
او از قرافی، از امامان مالکی، نقل میکند که گفته است:
هر کس درباره هاروت و ماروت معتقد باشد که آنان بخاطر گناهانشان به همراه زهره در سرزمین هند در حال عذابند، کافر است.[٩]
[١]. بحارالانوار، ج٦٥، ص٣١٠ ـ ٣١١.
[٢]. المستدرک علی الصحیحین، ج٢، ص٢٦٦.
[٣]. به نقل از:روح المعانی، ج١، ص٣٤١.
[٤]. به نقل از:بحارالانوار، ج٦٥، ص٣١٠.
[٥]. تذکرة الموضوعات، ص١١٠، ١٧٣.
[٦]. کشف الخفاء، ج٢، ص٣٢٩.
[٧]. الجامع لاحکام القرآن الکریم، ج٢، ص٥٢.
[٨]. تفسیر ابنکثیر، ج١ ص٧٤.
[٩]. همان، ص١٤٣.