علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣١١ - ديدگاههاي استاد محمد باقر بهبودي در گزينش احاديث صحيح
دنباله حديث دوم که چهار سطر است، دنباله حديث اول که نصف سطر است را به حديث دوم افزوده است و در نتيجه، يک حديث مختلق، مغلوط و نامفهوم، ولي با سند کاملاً صحيح و نامخدوش ارائه شده است.[١]
٦. يافتن اضمار و بيان آن، تمييز مشترکات
گاهي در نتيجه مقابله سندهاي مضمر با سند مشابه آن، به مورد اضمار وقوف يافته و آن را اصلاح ميکند؛ براي نمونه روايتي را از الکافي نقل ميکند که در سند آن اضمار به اين صورت است: {عن سماعة قال: سألته}، سپس براي رفع اضمار، روايتي را از التهذيب ميآورد که با سند برابر و متني مشابه، آمده است: {سماعةبنمهران قال: سألت أباعبدالله٧}.[٢] به همين شيوه مشترکات را نيز در بسياري از موارد تمييز ميدهد.[٣]
٧. يافتن اختلال يا تلخيص بدون اختلال متني، در اثر نقل به معنا
بهبودي براي يافتن موارد نقل به معنا نيز علاوه بر مقابله متن روايتهايي ـ که حاوي حکم فقهي مشابه هستند ـ در کتب اربعه، به نصّ قرآن و روايتهاي صحيح صادر شده از امام معصوم و احتمال وجود تقيه در زمان صدور، توجه ميکند تا معلوم شود چگونه و به چه دلایلي در متن بعضي احاديث اختلال به چشم ميخورد؛[٤] مثلاً روايتي از امام باقر٧ در الکافي[٥] و التهذيب[٦] آمده که از او درباره کفاره فردي ميپرسند که مملوکِ خود را کشته است و حضرت پاسخ ميگويد: يعتق رقبة و يصوم شهرين متتابعين و يتوب إلی الله عزّ و جلّ. همين حکم با سند همان روايت قبلي، در بخش ديگر از التهذيب[٧] و الفقيه[٨] آمده که ذيل پاسخ را حذف کردهاند و جواب امام اين است: يعتق رقبة. بهبودي از رهگذر مقابله اين دو روايت، به اختلاف در طرح سؤال توسط راوي نيز اشاره ميکند.[٩]
بهبودي براي يافتن موارد نقل به معنا در حديث به روش فوق، گاهي براي نمونه سه روايت از تهذيب ميآورد و سپس متذکر ميشود که مفهوم يک حديث، با منطوق حديث قبل از آن برابر است.[١٠] به همين روش، نمونههايي از تلخيص متن را ذکر ميکند که گاهي آسيبي به حکم فقهي وارد نميکند[١١] و گاهي سبب اختلال در حديث ميشود.[١٢]
[١]. علل الحديث، ص١٦٠ و ١٦١. او موارد ديگري از اين تصحيف را مقابله کرده و در کتاب خود درج نموده است. ر.ک: ص١٦٢ و ١٦٣.
[٢]. علل الحديث، ص١٢٠. روايتها را ببينيد در: التهذيب، ج٤، ص١١١؛ الکافي، ج٣، ص٥٠٣.
[٣]. ر.ک: علل الحديث، ص١٥٨ـ ١٦٥. مثلاً درباره عبداللهبنمسکان مطالبي را از رجال کشي و فهرست ابنالنجاشي آورده تا معلوم کند که روايتهاي وي از امام صادق مرسل است. وي توضيحات اقدمين را درباره رجال، به دليل اشراف آنان بر اصول ابنمسکان براي پذيرش، اولي ميداند (ر.ک: همان، ص١٦٠).
[٤]. علل الحديث، ص١٣٣.
[٥]. همان، ص١٤١.
[٦]. روايتها را ببينيد در: الفقيه، ج٣، ص٢٨؛ التهذيب، ج٦، ص٢٣٢؛ الکافي، ج٥، ص١٠٤.
[٧]. به اين حديث منقطع گويند.
[٨]. اين حديث را معضل مينامند.
[٩]. ر.ک: همان، ص١٦٦ـ ١٧٦.
[١٠]. الکافي، ج٧، ص٦٧؛ التهذيب، ج٩، ص٢٤٠.
[١١]. ر.ک: علل الحديث، ص١٧٦.
[١٢]. ر.ک: همان، ص١٨٥.