علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٩٨ - روش شناسي فقه الحديثي شيخ بهاي
در نزد بهبودي تأمل دقيق در متن و سند، براي اعلام صحت احاديث لازم است. او در گزينش اخبار صحيح تنها به صحت سند اکتفا نکرده و به تواتر آن با الفاظ متقارب نيز اعتماد نميکند، بل بر خود لازم ميداند به هر طريق ممکن به حقيقت دست يابد. او بر اين باور است که نبايد به شهرت حديث، کثرت فتوا و کثرت راويان فريفته شد.[١]
براي نمونه، بهبودي در مقدمه معرفة الحديث، به بررسي حديثي ميپردازد که برخي از علما تصريح به صحت و عالي السند بودن آن کردهاند،[٢] ولي وي صحت حديثِ مذکور را نميپذيرد. اين حديث به نام صحيحه حمادبنعيسي الجهني در آداب نماز و کيفيت آن وارد شده که بسياري از پيشگامان علم حديث، آن را قبول نموده، در رسالههاي عمليه خود ذکر و به آن اعتماد و عمل کردهاند.[٣] بهبودي، پس از ذکر سند، متن حديث را از قول حمّادبنعيسي به نقل از ابوعبدالله الصادق٧ آورده است. مبني بر اين که امام٧ از حماد که به ادعاي خود، کتاب حريز را در نماز از حفظ دارد، ميخواهد که نماز را جلوي حضرت بخواند، حماد نيز به قول خود با رعايت تمام نکات، نماز را ميخواند ولي مورد رضايت امام قرار نميگيرد. سرانجام امام صادق٧ به او ميگويد که به خوبي نماز نميگزاري و چه قدر زشت است که مردي شصت يا هفتاد ساله شود، ولي نتواند يک نماز را با رعايت حدود کامل آن به جا آورد. در آخر، حماد از امام ميخواهد که نماز صحيح را به او ياد دهد.[٤]
بهبودي با بررسي عميق اين روايت، در متن و سند، اين حديث را ساختگي ميداند. روش او در نقد اين روايت عبارت است از رجوع به نظر رجاليان درباره شرح حال راوي، توجه به سن راوي در زمان نقل حديث و بررسي سخن امام از لحاظ عقلي که به ترتيب زير ميآيد: ١. او درباره حمادبنعيسي از الفهرست نجاشي نقل ميکند که مسموعات وي در قربالاسناد، به اعتراف خود او، بيست مورد است و از طريق عبدالله بن جعفر حميري از محمد بن عيسي بن عبيد و حسن بن ظريف و علي بن اسماعيل، که همگي از حماد بن عيسي جهني روايت ميکنند؛ در حالي که روايت مذکور در بين آن بيست مورد وجود ندارد؛ ٢. به نقل از نص صريح کشي و طوسي در اختيار و ابنداود حلّي در رجال آورده است که حماد بن عيسي در ٢٠٩ ق، وفات يافت؛ در حالي که هفتاد و چند سال داشت. به اين ترتيب، نتيجه گرفته است که سال تولد حماد تقريباً ١٣٥ ق، است و در اين صورت حماد در زمان وفات امام صادق٧
[١]. از جمله ر.ک: طبقات الکبري، ج٢، ص١٢٥؛ صحیح مسلم، ج ٢، ص٩٨٥.
[٢]. به نقل از صحیح مسلم، ج١، ص٤٨١؛ صحیح بخاري، ج٢، ص٥٣ و سنن ابنماجه، ج١، ص٣٤٢.
[٣]. بهبودي مينويسد: با اين که رسول خدا به مدت ده روز، پشت سر هم اقامت نکرد، بلکه پيامبر در روز پنجم ذيالحجة به حال احرام به مکه وارد شد، به همراه مهاجران و انصار طواف و سعي انجام داد و سپس همگي پس از احلال فقط و فقط سه روز ماندند. در روز ترويه به منا و فرداي آن به عرفات رفتند و از عرفات به مشعر و سپس در صبح روز عيد به منا و پس از ذبح و حلق به مکه کوچيدند. در آن جا طواف نساء و سپس سعي بين صفا و مروه انجام داده و سپس به مني رفتند. در تمام اين روزها همه نمازها را شکسته خواندند؛ زيرا در حال سفر بودند. پس از اين شرح، به مستند فتواي شيعه درباره قصر نماز پرداخته و در اين باره به ميقات موسي در طور (الاعراف، ١٤٢) نيز اشاره نموده است (ر.ک: تدبري در قرآن، ج١، ص٦٣٤ ـ ٦٣٦). براي مشاهده نمونههاي ديگر از فتواهاي خطاي ابنعباس از سيره پيامبر، مانند استفاده از مشک در حال احرام، به بقيه بحث در مقدمه معرفة الحديث مراجعه کنيد.
[٤]. براي مشاهده نمونه ديگر از برداشت اشتباه و در نتيجه فتواي خطاي ابنعباس و توضيح آن ر.ک: معرفة الحديث، ص٩ـ ١١.