علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٩٠ - تحليلي بر نگارشهاي «الموضوعات» در اهل سنت
سيفي (١٣٧٩) مرادي (١٣٨١)، قزلي(١٣٨١) تقوي گلچيني، مهراد و كريميان مزيدي(١٣٨١)، كريمي (١٣٨٢)، لوك زاده (١٣٨٣)، آذرانفر (١٣٨٣) مظفري غربا، فدايي عراقي، حري، احمدزاده (١٣٨٤)، تصويري قمصري (١٣٨٥) و.... اشاره كرد. با توجه به گستردگي تحقيقات اين حوزه، از ذكر جزئيات خودداري ميكنيم.
٢. تحقيقاتي كه مقالات نشريات ادواري مختلف را تحليل استنادي كردهاند. از نمونههاي اين تحقيقات ميتوان به بني هاشمي (١٣٦٤)، عصاره (١٣٦٥)، محمدزاده (١٣٧٦)، رياحي نيا (١٣٧٥)، مقصودي دريه (١٣٨١)، كيانمهر (١٣٨٦)، كريميان مزيدي و اشرافي(١٣٨٦)و... اشاره كرد. با توجه به عمومي و گسترده بودن اين تحقيقات و ارتباط كمتر آنها به موضوع تحقيق، از ارائه توضيحات مبسوطتر درباره آنها خودداري كرديم و فقط به يك مورد به عنوان نمونه اشاره ميكنيم:
اشتري (١٣٧٩) به تحليل استنادي مقالات فلسفي فارسي در فاصله زماني ١٣٧٠ـ١٣٧٧ش پرداخته است. نتايج حاكي از آن است كه بيشترين تعداد استناد به كتاب (٣٨/٩٣) بوده است و بعد از آن نشريات ادواري (٩/٥%) در مرتبه دوم اهميت قرار گرفته است. توزيع زباني استنادها نشان ميدهد كه بيشترين زبان استناد شده، زبان عربي (٤٤/٣٤ % ) است و زبان انگليسي (١٨/٣٦ %) و زبان فارسي (٠٣/٣١ %)، به ترتيب، در مرتبههاي دوم و سوم اهميت قرار دارند. منابع تألیفي با ٥٢/٧٢ % بيش از منابع ترجمهاي مورد استناد قرار گرفتهاند. توزيع جغرافيايي استنادها دلالت بر استفاده زياد از منابع منتشر شده در ايران داشته و منابع منتشر شده در انگلستان و آمريكا به ترتيب در مربته دوم و سوم بودهاند.
٣. تحقيقاتي كه مقالات مندرج در يك نشريه خاص را تحليل استنادي كردهاند. با توجه به ارتباط مستقيم اين تحقيقات به نوشته حاضر، به چند نمونه از آنها ميپردازيم:
زندي (١٣٧٨) با «بررسي استنادي مجله علوم اجتماعي و انساني دانشگاه شيراز بين سالهاي ١٣٦٦ـ١٣٧٥» دريافت كه در دوره ده ساله مجله، به طور کلی، ١٨٨٢ استناد به كار رفته كه از اين تعداد، ٤٤٤ مورد (٢٤/٢٤%) به مجلات خارجي و ١٦٤ مورد (٩٩/٨%) به مجلات فارسي استناد كردهاند. از ١٢١٧ استناد مربوط به کتابها، ٥٩٢ مورد (٤٧/٣٢%) را کتابهاي خارجي، ٤٩٤ مورد (٠٩/٢٧%) را کتابهاي فارسي و ١٣١ مورد (١٨/٧%) را کتابهاي عربي، پاياننامهها و مقالات كنفرانس به خود اختصاص داده بودند. تعيين نيم عمر منابع نشان داد كه بيشترين استنادها به منابع نسبتاً جديد به فاصله زماني پنج تا ده سال تعلق داشت.
محمدي و دادگر (١٣٨٦) با «تحليل استنادي مقالههاي منتشر شده در سی شماره فصلنامه كتابداري و اطلاع رساني بين سالهاي ١٣٧٦ـ١٣٨٤» دريافتند كه ٢١٩ مقاله (١٦٥ مقاله تألیفي و ٥٤ مقاله ترجمهاي) در طول سالهاي مورد مطالعه به چاپ رسيده است. ميانگين تعداد مقالهها براي هر شماره ٣/٧ گزارش شده است. از ميان مقالههاي منتشر شده در اين مجله، تعداد ١٦٥ مورد يك نويسنده، ٢٩ مورد دو نويسنده و سه مورد داراي سه نويسنده بودند. مقطع تحصيلي نويسندگان ٧٤ مقاله، كارشناسي ارشد و ٦٣ مقاله دكتري بود. ١٧٤٨ استناد در اين مقالهها به كار رفته بود كه ميانگين ٩/١١ براي هر مقاله تعيين شد. در بين محملهاي اطلاعاتي، مقالهها قبل از کتابها و پاياننامهها قرار گرفت و نشان داد كه محققان اين حوزه بيشتر مقاله محور هستند. منابع زبان انگليسي در استنادها با اندكي اختلاف،