علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٩ - رمزگشایی حدیثی علامه طباطبايی برای ورود به عالم ذر
مؤید این نظریه آیۀ قرآن است:
Gأَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَF؛[١]
ای فرزندان آدم، آیا من به وسیلۀ وحی و رسالت از شما پیمان نگرفتم که شیطان را نپرستید؟
در قیامت هم خداوند به انسانها میفرماید: من تو را با دو حجت عقل و نقل ربوبیت خود و عبودیت تو را تبیین کردم تا در آن روز بهانه نیاورید كه ما از توحید و سایر معارف دین غافل و یا وارث شرک پدرانمان بودیم.
نقد علامه طباطبایی
علامه طباطبايی اين ديدگاه را نيز به نقد کشيده و گفته است:
لسان وحی و رسالت نمیتواند مراد آیه باشد؛ زیرا نشئه طبیعت و دنیا همان نشئهای است که وحی و عقل در آن حضور دارند، نه اینکه مقدم بر آن باشند؛ در حالیکه مفاد آیه آن است که صحنه اخذ میثاق و تعهد مقدم بر وضع کنونی بشر است و انسان باید آن را به یاد آورد. اگر منظور از اخذ میثاق همان زبان وحی باشد، مانند سایر احکام، میفرمود: به مردم چنین ابلاغ کن نه این که بگوید: شما به یاد آورید.[٢]
دیدگاه چهارم. میثاق گروهی خاص
شیخ طوسی در مجمعالبیان این قول را به جبایی[٣] و قاضی عبد الجبار نسبت میدهد که معتقدند مقصود آیه، همۀ فرزندان بنیآدم نیستند، بلکه گروهی خاص بر این پیمان بودهاند که پدرانی مشرک داشتهاند و آدمیان از ظهور بنیآدم خارج نشده، بلکه از صُلب خود آدم خارج شدهاند. پس آيه شامل همۀ فرزندان و نسل حضرت آدم نيست.
نقد علامه طباطبایی
ایشان این قول را نيز نمیپذیرد؛ چون اگر چنین باشد، مشرکان میتوانستند نقض پیمان کنند و چون بر خلاف میثاق عمل کردهاند، مؤاخذه شوند، ولی فرزندان آنان چون عهدی نبستهاند و از پدران خویش تقلید کردهاند، گناهی نداشتند.[٤]
دیدگاه پنجم. ملک و ملکوت
علامۀ طباطبايی خود به اين نظريه قايل است و برای بيان مراد ايشان ذکر چند نکته ضروری است:
يک. وجود انسان و همۀ پدیدههای طبیعی دو جهت دارند: یک جهت رو به سوی خدا دارد و دفعی است و جهت دیگر ـ که در بستر زمان واقع شده ـ ، تدریجی است. این برداشت مستند قرآنی دارد: Gإِنَّمَا
[١]. تفسیر موضوعی قرآن، ج١٢، ص١٢٦؛ تفسیر نهجالبلاغه، ج٧، ص٢٧٩.
[٢]. سورة يس، آيه ٦٠.
[٣]. المیزان، ج٨، ص٣١٨.
[٤]. مجمعالبیان، ج٤، ص٣٩٢؛ مفاهیم القرآن، ص١٠٠ و ١٠١.