علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٢٤ - نقد و بررسی روایات هاروت و ماروت
علامه حلی، پس از استشهاد به ادلۀ قرآنی مبنی بر عصمت فرشتگان نظیر آیه Gلَا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُم بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَF و تأکید بر صراحت این آیه بر برائت فرشتگان از هر گونه معصیت، حدیث هاروت و ماروت را به عنوان موارد نقض ذکر کرده و آن را مردود دانسته است.[١]
تفتازانی نیز پس از تقویت دیدگاه عصمت فرشتگان، انتساب آنان به گناه و مسخ شدنشان را عقیده یهود معرفی کرده است.[٢]
البته برخی از صاحبنظران، همچون صاحب جواهر این روایات را مخالف عصمت فرشتگان نمیدانند؛ زیرا معتقدند که وقتی خداوند آنان را به صورت آدمیان درآورده، در حقیقت، در ماهیتشان انقلاب تحقق یافته و دیگر آنان فرشته محسوب نمیشوند تا گناهشان مخالف عصمت آنان باشد.[٣] برخی نیز هاروت و ماروت را دو استثنا از قاعدۀ عصمت فرشتگان میدانند.[٤]
٢ ـ ٢. غیرمعقول بودن مسخ به صورت ستارگان
از جمله اشکالهای محتوایی روایات هاروت و ماروت ـ که در برخی از روایات شیعه و نیز دیدگاه برخی از صاحب نظران انعکاس یافته ـ این است که معقول نیست خداوند دشمنان خود و گناهکاران را به صورت ستاره مسخ کند؛ زیرا مسخ حکایت از خشم و غضب الهی دارد، در حالی که ستاره ـ که وظیفه راهیابی مردم را بر عهده دارد ـ مظهر لطف و رحمت الهی است.
در بخشی از روایت امام رضا٧ در این باره چنین آمده است:
و ما کان الله ـ عزوجل ـ لیمسخ اعدائه انواراً مضیئة ثم یبقیها ما بقیت السموات و الارض.[٥]
صاحب جواهر نیز با الهام از روایات، بر همین نکته پای فشرده است.[٦] اشکال دیگری که در این باره مطرح شده، این است که ستارگان مورد ادعا نظیر ستاره زهره از آغاز خلقت وجود داشتهاند. و چنان نبوده که پس از ماجرای هاروت و ماروت پدید آمده باشند. قرطبی به روایتی استناد کرده که در آن آمده است:
خداوند وقتی آسمان را آفرید، هفت ستاره برای آن قرار داد: از قبیل زحل، مشتری، بهرام، عطارد، زهره و خورشید.[٧]
٣ ـ ٢. استحاله بقای مسوخ بیش از سه روز
از جمله آموزههایی که در شماری از روایات اهلبیت و روایات عامه انعکاس یافته، این است که اگر خداوند کسی را مسخ کند، تنها تا سه روز امکان حیات دارد و پس از آن نابود خواهد شد؛ چنان که درباره
[١]. تفسیر نمونه، ج١، ص٣١٨.
[٢]. عیون اخبار الرضا ٧، ج٢، ص٢٤٣.
[٣]. التبیان، ج١، ص٣٧٦.
[٤]. المیزان، ج١، ص٢٣٩.
[٥]. الشفاء بتعریف حقوق المصطفی، ج٢، ص١٧٤.
[٦]. سبل الهدی و الرشاد، ج١١، ص٤٩٣.
[٧]. الامثل فی تفسیر کتاب الله المنزل، ج١، ص٣١٧ ـ ٣١٨.