علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٤٠ - کارکردهای نقل روایات اهلسنّت در منابع شیعی
قرآنپژوهان شیعه و اهلسنّت بر این باورند که تفسیر قرآن با روایات أشکال گوناگونی دارد که از آن جمله میتوان به تبیین مجملات، توضیح مشکلات، تخصیص عمومات، تقیید مطلقات و تأویل متشابهات اشاره کرد.[١] در مَثَل، میتوان از بسیاری از احکام شرعی همچون نماز، روزه، حج و موارد دیگر یاد کرد که در قرآن به صورت مجمل طرح گردیده و تفصیل آن بر عهدۀ سنت نهاده شده است. علامه طباطبايي نیز ضرورت تبیین آیات قرآن از طریق احادیث را مورد تأکید قرار داده و آن را در سه حوزۀ احکام عبادی، قصص قرآن و جزئیات معاد لازم و ضروری برمیشمارد.[٢]
نمونهای که در این خصوص میتوان به آن اشاره کرد، آنکه در کیفیت و چگونگی اقامۀ نماز از پیامبر٦ نقل است که: «صلّوا کما رأیتمونی أصلّی».[٣] در واقع، میتوان گفت که این سخن تفسیر عبارت مجمل قرآنی Gوَ أَقیمُوا الصَّلاةَF[٤] است. صاحب تفسیر الصراط المستقیم در کفایت استعاذه در رکعت نخست نماز به سیرۀ پیامبر٦ اشاره کرده و به روایات نبوی فوق و «خذوا عنّی مناسککم»[٥] استدلال نموده است.[٦] صاحبان تفسیرهاي کنز العرفان و منهج الصادقین نیز در وجوب قرائت سوره، پس از حمد به سیرۀ پیامبر٦ استناد جسته و روایت «صلّوا کما رأیتمونی أصلّی» را نقل کردهاند.[٧] فاضل مقداد حکم وجوب جمع میان صلوات بر پیامبر و خاندان آن حضرت در صلوات تشهد نماز را از روایت فوق و حدیثی دیگر بیان نموده است.[٨]
نمونۀ دیگر، سخن علامه طباطبايي ذیل آیۀ ١٠١ سورۀ مبارکۀ نساء است. ایشان در این باره مینویسد که این آیه دربارۀ نماز خوف و نماز قصر در سفر به صورت همزمان نازل شده است:
ابتدای تشریع نماز شکسته به سبب ترس مسلمانان از فتنۀ دشمن بوده است و این منافاتی ندارد که پس از آن، حکم نماز شکسته در تمامی سفرهای شرعی حتی در غیر موارد خوف عمومیت پیدا کند. در حقیقت، بخشی از حکم نماز شکسته در قرآن بیان شده، اما سنت عمومیت آن را در سفر پیدا میکند.[٩]
علامه، در ادامه، در «بحث روایی» احادیث متعددی را به نقل از شیعه و اهلسنّت نقل میکند که وجوب نماز قصر در سفرهای معمولی از آن روایات به دست میآید؛ به عنوان نمونه، روایتی را از الدر
[١]. همان، ج٣، ص٢٣٣- ٢٣٥.
[٢]. همان، ص٣٨١.
[٣]. همان، ج٤، ص١٣٣.
[٤]. همان، ص٣٢٢.
[٥]. همان، ج٧، ص١٠٨.
[٦]. موارد دیگر ر.ك: آلاء الرحمن، ج١، ص٣١٦، ٣٥٥، ٣٨٣؛ المیزان، ج٢، ص٣٨٠؛ ج٩، ص١٣٠ و ١٣١؛ ج١١، ص٣٦٧؛ ج١٢، ص٢٢٢ و ٢٢٣؛ ج١٤، ص١١٤، ١٦١؛ ج١٥، ص١٤٢؛ ج١٦، ص٣٧٨؛ ج١٨، ص٣٨٣؛ ج١٩، ص١٢٩؛ ج٢٠، ص١٩٤.
[٧]. التفسیر و المفسرون، ج١، ص٥٥؛ أصول التفسیر و قواعده، ص١٢٥- ١٣٠.
[٨]. ر.ك: المیزان، ج٣، ص٨٤.
[٩]. صحیح البخاری، ج١، ص١٥٥ و ج٧، ص٧٧ و ج٨، ص١٣٣؛ سنن الدارمي، ج١، ص٢٨٦؛ السنن الکبری، ج٢، ص٣٤٥.