علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٧ - انگاره تكرار نزول آيه
سيوطي به احتمال خطا در نقل روايات اسباب نزول اشاره كرده و نوشته است:
چه بسا صحابه در تطبيق حادثهاي آيهاي را بخوانند و راوي به جاي «فتلا» به اشتباه «فنزلت»، بگويد.
سيوطي نمونهاي هم آورده است.[١] دقت و بررسي الـفاظ و نوع تعبير در نقل سبب نزول، نشان میدهد كه صحابه و تابعان، در بسياري از موارد ميگفتند: «نزلت الآية في كذا... و كذا...»، و مقصود ايشان به تصوير كشيدن مصداقي براي آيه است، نه سبب واقعي نزول آيه.
زركشي گفته است:
از عادتهای معروف و مسلم صحابه و تابعان این است که وقتی میگویند: آیهای در فلان واقعه نازل شده، منظورشان این است که آیه حکم آن واقعه را در بر دارد، نه این که آن واقعه سبب نزول باشد، بنا بر این چنین روایاتی از صحابه و تابعان، از قبیل استدلال به آیه برای حکمی است، نه این که از قبیل نقل واقعهای باشد.[٢]
علامه طباطبایی نوشته است:
از سياق بسياري از اين روايات پيداست كه راوي ارتباط نزول آيه را در مورد حادثه و واقعه از طريق مشافهه و تحمل و حفظ به دست نياورده، بلكه قصه را حكايت ميكند و سپس آياتي را كه از جهت معنا مناسب قصه است، به قصه ارتباط میدهد. در نتيجه، سبب نزولي كه در حديث ذكر شده، سبب نظري و اجتهادي است، نه سبب نزولي كه از راه مشاهده و ضبط به دست آمده باشد.[٣]
به باور ایشان، راویان مضمون بعضی از آیات را منطبق بر پارهای از داستانهایی یافتهاند که در زمان پیامبر اکرم٦ روی داده بود. لذا آن ماجرا را سبب نزول خواندند. بررسي روايات در اين زمينه نشان میدهد كه بخش عمدهاي از آن، از طريق اهل سنت به دست ما رسيده و البته همه اين روايات مستند و صحيح نيستند و بسياري غير مستند و ضعيفاند. بسياري از ناقلان، نه سماعي از پيامبر٦ داشتهاند تا گفته ايشان حمل بر دريافت از ناحيه آن حضرت٦ شود و نه قراين و احوال زمان نزول را مشاهده كردهاند تا از خطا و اشتباه در دريافت و انتقال تا حدی مصون باشند.
بنابراین، دانشمنـدان به جاي جمع و آشتي ميان روايات مختلف با قايل شدن به تعـدد نزول آيه، بايد دو حالت را از يكديگر تفكيك ميكردند: يكي آن كه آيهاي به سبب حادثهاي خاص نازل شده است و ديگر آن كه آيهاي كه قبلاً نازل شده، بعداً در حادثهاي مشابه تلاوت شده است. تلاوت مجدد آیه در حادثهای مشابه، نزول دوباره آن آیه نیست.
از اين رو، بر لزوم هماهنگي آيات الهي و سياق آن، با روايات اسباب نزول و ارزيابي صحت و سقم اين روايات از طريق معيارهاي معتبر نقد و بررسي، تأكيد ميكنيم، و توجه به ابعاد اعجاز قرآن و سياق آيات، فضا و زمان نزول، را از ملاكهاي مهم دستيابي به اسباب نزول ميدانيم.
[١]. الاتقان، ج١، ص١٣٢؛ نيز ر.ک: اسباب النزول و اثرها فی بیان النصوص، ص٢١٨ و ٢٢٥؛ الاتقان البرهان فی علوم القرآن، ج١، ص٣٠٣.
[٢]. الفوز الکبیر، ص٩٦.
[٣]. الإتقان، ج١، ص١٣٢.