علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٦٣ - علی بن محمد نوفلی و کتاب الاخبار
ميسّر نيست.[١] اسباب نزول از مهمترين دانشهايي است كه پيوند متن قرآن با واقعيت و ديالكتيك آن دو با يكديگر را نشان ميدهد.[٢] قرآن پژوهان متأخر براي فهم سبب نزول به جز توجه و استناد به روايات راههاي ديگر را پيشنهاد مينمايند،[٣] لكن پيشينيان تنها راه فهم سبب نزول را روي آوردن به روايات ميدانستند.[٤]
عرصه نقل همواره عرصهاي خطرخيز و لغزش آفرين است، لذا نميتوان و نبايد بدون بررسي دقيق، هر سبب نزولي را ـ كه نقل شده است ـ پذيرفت و به آن اعتماد كرد؛ زيرا «شناخت قطعي و يقين سبب نزول بسياري از آيات قرآن همواره امر آسان و سهل الوصولي نيست. گاه روايات مختلفي را مييابيم كه هر يك سببي متفاوت براي نزول آيه اي خاصّ بيان ميكنند.[٥]
از آنجا كه بحر العلوم تفسيري روايي است، روايات اسباب نزول در آن جايگاه ويژهاي دارد، لكن
ـ چنان كه به تكرار بيان شد ـ چون شيوة معمول سمرقندي نقل اقوال و روايات بدون نقد و ارزيابي و ردّ و ترجيح در ميان آنهاست،[٦] بدون ترديد، از آفات اين شيوه مصون نمانده است؛ آن چنان كه گاه سبب نزولي را بيان ميدارد كه با سيرة پيامبر٦، موازين عقلي و واقعيّات تاريخي در تضادّ آشكار است.[٧]
يكي از عرصههاي مرتبط با مبحث اسباب نزول، بيان شأن و تعيين مصداق براي ضمير يا اسم مبهمي است كه در يك آيه آمده است، امري كه سمرقندي، كمابيش، در تفسير خود به آن توجّه كرده است.[٨]
اهل بيت در تفسير بحر العلوم
نگرش سمرقندي در اين موضوع از شاخصههاي نگاه بيطرفانه و علمي به زحمت برخوردار است. او ذيل آيههاي ناظر به اهل بيت: روايتهايي ميآورد كه بيانگر سبب نزولي براي آيه يا تفسير و تأويلي درباره آن است، لكن از سنجش و نقد روايات غالباً چشم ميپوشد و به نقل صِرف بسنده ميكند. او در مواردي، روايات سبب نزولي را ـ كه بيانگر مقام رفيع عترت نبوي است ـ نميبيند يا ناديده ميانگارد و گاهي نيز به جاي اهل بيت روايات و سبب نزولهايي را در بيان فضيلت و تكريم كسان ديگري روايت ميكند[٩] با اين وجود، ذيل شماري از آيهها، حكايتها يا سبب نزولهايي را ذكر ميكند كه بيانگر فضليت اهل بيت است و معمولاً از طريق شيعه و در مواردي از طريق غير شيعه نيز نقل شده است؛[١٠]
[١]. تفسير السمرقندي، ج١، ص٥٦٥.
[٢]. همان، ج٢، ص٥١٨، ٥٠٩، ٣٥٣،٣٥٠، ٣٤٠، ٣، ص٢٧٩.
[٣]. سورۀ انشقاق، آيۀ ١٤.
[٤]. هدية العارفين، ج١، ص٦٦٦؛ كشف الظنون، ج١، ص٤٥٣.
[٥]. تفسير السمرقندي، ج٣، ص٤٦١.
[٦]. سورۀ هود، آيۀ ٨٢؛ سورۀ فيل، آيۀ ٤.
[٧]. همان، ج٢، ص١٣٨.
[٨]. همان، ج٣، ص٥١٥.
[٩]. تفسير السمرقندي، ج١، ص٨٩، ٥٣٦؛ ج٢، ص١٣، ١٩٤، ٣٦٣ ـ ٣٦٤، ٣٩٥، ٣٩٩؛ ج٣، ص١٠٥ ـ ١٠٦، ٢٩٣.
[١٠]. الدّر المنثور، ج١، ص٢٢؛ مجمع البيان، ج١، ص٧٥؛ الجامع لأحكام القرآن، ج١، ص١٥٥.