علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٦٠ - علی بن محمد نوفلی و کتاب الاخبار
بررسي تفسير بحرالعلوم نشان ميدهد كه ابوليث براي لغت و نقش آن در فهم و تفسير قرآن، اهميت ويژهاي قايل بوده است؛ به طوري كه در مقدمه تفسير خود، يكي از شروط مفسّر را براي ورود به عرصة خطير تفسير قرآن، دانا بودن او به وجود لغت دانسته است.[١] او در تفسير خود مكرّراً به بيان معناي واژگان قرآن ميپردازد و با استناد به كلام دانشمندان اين فنّ همچون ابن قتيبه، زجاج، خليل و اصمعي به توضيح كلمات قرآن اهتمام ميورزد، بويژه از ابن قتيبه ( قتيبي) ـ كه تفسيري در غريب القرآن نگاشته است ـ[٢] بسيار نقل ميكند.[٣]
او براي تبيين معناي الفاظ قرآن در يك آيه، گاهي از خود قرآن (ديگر آيهها) نيز مدد ميگيرد[٤] و گاهي نيز به شيوة اهل تصوّف در تفاسير ذوقي و عرفاني، در بيان معناي واژهها، شرحي ذوقي عرضه ميدارد.[٥]
مباحث دانش ساختار شناسي كلمات (علم صرف) مانند اوزان كلمه و مشتقات آن و نيز مسائل نحوي بدون شرح و بسط طولاني در جاي جاي اين تفسير به چشم ميخورد.
مبحث واژگان معرّب، يعني كلماتي كه داراي اصل غير عربي هستند و از زبانهاي ديگر به زبان عربي آمدهاند و رنگ و بوي اين زبان را يافته و جزئي از آن شدهاند.[٦] از مباحث علم لغتشناسي در زبان عربي و يكي از مباحث علوم قرآني است.[٧] سمرقندي در مواردي، به اختصار دربارة واژگان معرّب در قرآن سخن گفته و به مباحث آن پرداخته است؛ براي نمونه ذيل آيه Gيَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقُولُوا رَاعِنَا...F[٨] در تبيين كلمة «راعنا» نخست به غير عربي بودن اصل كلمه اشاره كرده و اصل آن را عبري دانسته است. سپس به تحليل واژه و بيان معناي آن در زبان قوم يهود (زبان عبري) پرداخته و براي اين مقصود از سخنان صاحب نظران نيز بهره گرفته است.[٩]
بسياري از مفسّران دربارة تعبير «راعنا» مشابه ديدگاهي را ـ كه ابوليث در تفسيرش عرضه داشته است ـ مطرح نمودهاند.[١٠] نمونه ديگر، درباره كلمة «اليمّ»[١١] است. سمرقندي دربارة اصل غير عربي آن مينويسد:
يَمّ در زبان عبراني به معنايِ درياست.[١٢]
[١]. سورۀ مائده، آيۀ ٧٧.
[٢]. Gبِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَF (سورۀ نحل، آيۀ ٤٤).
[٣]. التفسير و المفسرون، ج١، ص٤٥ ـ ٥٧؛ آفاق تفسير، ص٢٤.
[٤]. همان، ص٥٣ ـ ٥٤.
[٥]. هرمنوتيك؛ كتاب و سنت، ص٩٧.
[٦]. بسياري از اهل سنت، اقوال صحابه را مانند سنت پيامبر٦ ميدانند و براي آن حجيت ذاتي قايل هستند و از آنجا كه ابوليث تفسير السمرقندي از فقيهان و عالمان مذهب حنفي است، در چارچوب انديشه و باورهاي اهل سنت، ملاكات خاصّ خود را دارد كه طبق آن هرگاه تفسير آيهاي از طريق عرضه آن به ساير آيهها و يا سنت نبوي ميسر نشد، مفسر به اقوال صحابه مراجعه ميكند كه چون با پيامبر معاصر و شاهد و ناظر وحي بودهاند، داناترين مردم به قرآن محسوب ميگردند ( فتح الباري، ج١، ص٤٣٧؛ إرواء الغليل، ج٣، ص٤١: المستدرك علي الصحيحين، ج١، ص٣٥٨؛ التفسير و المفسرون، ج١، ص٥٧ ـ ٦١؛ مقدمه بر تفسيربحرالعلوم، ص٥٣؛ تحفة الأحوذي في شرح صحيح الترمذي، ج٣، ص٤٣١).
[٧]. قدماي مفسران به اين دو طبقه اطلاق ميشود ( قرآن در اسلام، ص٦٧).
[٨]. تفسير السمرقندي، ج١، ص٧٥ ـ ٧٧، ١٩٦، ٣٦٣، ٤٤٥؛ ج٢، ص١٣٨؛ ج٣، ص١٩٥، ٣٨٨، ٤٦١، ٤٧٥، ٤٩١، ٥٠٨، ٥١٨.
[٩]. منهج النقد في علوم الحديث، ص٣٢٦.
[١٠]. قرآن در اسلام، ص٦٤.
[١١]. همان، ص٣٢٧.
[١٢]. همان، ص٦٦ ـ ٦٧.