علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٥٦ - علی بن محمد نوفلی و کتاب الاخبار
ترجيح در ميان آنها نميپردازد. او تا حدّي به قراءات و گاهي هم به لغت توجه نشان ميدهد و چنانچه آياتي بيابد كه در تبيين آيهاي ديگر به كار آيند از روش تفسير قرآن به قرآن بهره ميگيرد.[١]
سمرقندي در مقدمه كتاب بستان العارفين سبب ملتزم نبودن خود به ذكر سند روايات را تسهيل امر بر خوانندگان اعلام داشته[٢] كه البته عذري ناموجه است. او گاه از اشخاص ضعيف بدون نقد و ارزيابي روايت ميكند.[٣] چنان كه گذشت، تفسير بحرالعلوم از قصص و اخبار اسراييلي خالي نيست[٤] و سمرقندي اين اخبار را از مفسران سلف روايت ميكند. او به خصوص از عِكَرمه، ضحاك، وهب بن منبّه، كلبي و مقاتل ـ كه ضعيف دانسته شدهاند ـ بسيار روايت ميكند.[٥] منابع سمرقندي در نقل اسراييليات متعدّد و متنوع است. او تورات را در اختيار داشته و خود مستقيماً به آن مراجعه ميكرده[٦] و با اهل تورات نيز ديدار داشته است.[٧]
انواع تفسير نقلي در بحرالعلوم
١. تفسير قرآن به قرآن
قرآن كريم خود بيانگر خويش است. بنابراین، تبيين اجمال، تقييد اطلاق و تخصيص عُمومات قرآن كريم را در بسياري از موارد از خود قرآن بايد جُست كه به عنوان نخستين و مهمترين مصدر دين و Gتِبْيَاناً لِكُلِّ شَيْءٍF[٨] بيانگر خويش است و به تبيين و تفسير خود ميپردازد.[٩] بهره گيري يك مفسر از اين قابليت قرآن از محكمترين و دقيقترين شيوههاي تفسيري است و اين نوع در بحرالعلوم فراوان يافت ميشود كه براي نمونه به دو مورد اشاره ميگردد:
١. ذيل آيه اول سوره حمد، به پنج آيه در پنج سوره استناد جسته است تا سخني را كه از ابن عباس درباره تفسير آيه نخست سوره حمد نقل نموده با دليل قرآني، مستدَلّ و ثابت نمايد.[١٠]
٢. ذيل آيه ٧ سوره فاتحه نخست، به اتفاق نظر مفسران اشاره ميكند كه مراد از Gالْمـَغْضُوبِ عَلَيْهِمْF يهود و از GالضَّآلِّينَF نصاراست. سپس در تأييد آن مينويسد كه اين تفسير از استدلال به يك خبر و از آيات ديگر قرآن فهميده ميشود كه در آنها خداوند در بيان سرگذشت يهود ميفرمايد:
[١]. مقدمه بر تفسير بحرالعلوم، ص٦.
[٢]. همان، ص٦ ـ ٧.
[٣]. المفسرون، ص١٧٤؛ مقدمه بر تفسير بحرالعلوم، ص٧.
[٤]. المفسرون، ص١٧٤؛ مقدمه بر تفسير بحرالعلوم، ص٩ ـ ١٠.
[٥]. مقدمه بر تفسير بحرالعلوم، ص١٠ـ ١١.
[٦]. المفسرون، ص١٧٣.
[٧]. همان.
[٨]. كشف الظنون، ج١، ص٧٠٣، ج٢، ص١٢٠؛ مقدمه بر تفسير بحرالعلوم، ص١٠ ـ ١١.
[٩]. مقدمه بر تفسير بحرالعلوم، ص١٠ ـ ١١.
[١٠]. همان.